معنی صلابت

صلابت
معادل ابجد

صلابت در معادل ابجد

صلابت
  • 523
حل جدول

صلابت در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

صلابت در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • آسا، درشتی، سختی، شدت، صولت، عظمت، قوام، محکمی، مهابت، هیبت
فرهنگ معین

صلابت در فرهنگ معین

  • (مص ل. ) سخت و استوار شدن، (اِمص. ) استواری، مهابت. [خوانش: (صَ بَ) [ع. صلابه]]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

صلابت در لغت نامه دهخدا

  • صلابت. [ص َ ب َ] (ع مص) سخت شدن. (غیاث اللغات). || (اِمص) سختی. (غیاث اللغات). || زَفتی. درشتی. مقابل لینت. || استواری. محکمی. قرصی:. صلابت دین سلطان معلوم شد زبان اصحاب اغراض و عذل عذال بسته گشت. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 402).
    مجنون چو صلابت پدر دید
    در پای پدر چو سایه غلتید.
    نظامی.
    || صولت. مهابت. ترسناکی. مخوف بودن. قدرت:
    گرگ را کی رسد صلابت شیر
    بازرا کی رسد نهیب شخیش.
    رودکی.
    (بر طبق نسخه بدل لغت فرس اسدی چ پاول هورن). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

صلابت در فرهنگ عمید

  • مهابت،

    سختی، استواری،

    [قدیمی] نیرو،
فارسی به انگلیسی

صلابت در فارسی به انگلیسی

فرهنگ فارسی هوشیار

صلابت در فرهنگ فارسی هوشیار

  • ‎ (مصدر) سخت شدن استوار گشتن، (اسم) سختی استواری محکمی، زفتی درشتی مقابل لینت، صولت مهابت مخوف بودن قدرت. سخت شدن، استواری. توضیح بیشتر ...
واژه پیشنهادی

صلابت در واژه پیشنهادی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید