معنی سلیقه

سلیقه
معادل ابجد

سلیقه در معادل ابجد

سلیقه
  • 205
حل جدول

سلیقه در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

سلیقه در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • پسند، ذوق، مذاق، سرشت، طبع، نهاد
فرهنگ معین

سلیقه در فرهنگ معین

  • طبع، سرشت، ذوق. [خوانش: (سَ قِ) [ع. سلیقه] (اِ.)]
لغت نامه دهخدا

سلیقه در لغت نامه دهخدا

  • سلیقه. [س َ ق َ] (ع اِ) سرشت. طبیعت. طبع. نهاد. خصلت. (ناظم الاطباء). سرشت. طبیعت. (غیاث) (آنندراج) (منتهی الارب). خوی. (مهذب الاسماء) (السامی). در فارسی با خوش، خوب، بد، بی، با و غیره ترکیب می سازد: خوش سلیقه، بدسلیقه، بی سلیقه، کج سلیقه، باسلیقه، کم سلیقه و هم سلیقه.
    || ارزن کوفته و اصلاح یافته. ارزن بشیر پخته. (مهذب الاسماء). || پینو طراثیت آمیخته. || تره جوش داده. || جای برآمدن تنگ ستور. || اثرتنگ در پهلوی ستور. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

سلیقه در فرهنگ عمید

  • ذوق برای انتخاب یا ترجیح چیزی،

    رسم،

    طبیعت، نهاد، سرشت،
فرهنگ واژه‌های فارسی سره

سلیقه در فرهنگ واژه‌های فارسی سره

فارسی به انگلیسی

سلیقه در فارسی به انگلیسی

فارسی به ترکی

سلیقه در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

سلیقه در فارسی به عربی

  • اسلوب، رشاقه، کیاسه، مذاق
فرهنگ فارسی هوشیار

سلیقه در فرهنگ فارسی هوشیار

  • سرشت و طبیعت، طبع و نهاد و خصلت
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید