معنی سرپرست

سرپرست
معادل ابجد

سرپرست در معادل ابجد

سرپرست
  • 922
حل جدول

سرپرست در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

سرپرست در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • قیم، متصدی، مسئول، بزرگ، پیشوا، رئیس، سرور، مدیر، راعی، کفیل، مباشر، متولی، وصی، ولی. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

سرپرست در فرهنگ معین

  • (~. پَ رَ) (ص مر.) عهده دار، مسئول.
لغت نامه دهخدا

سرپرست در لغت نامه دهخدا

  • سرپرست. [س َ پ َ رَ] (نف مرکب، اِ مرکب) مهماندار. (آنندراج). || خادم و خدمتکار. (برهان) (غیاث). || بیماردار و پرستار بیمار ومواظب مریض از دوا و غذا. (انجمن آرا):
    بدستوری سرپرستان سه روز
    مر او را بخوردن نیم دلفروز.
    فردوسی (شاهنامه چ بروخیم ج 7 ص 1959).
    || مراقب. مواظب. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

سرپرست در فرهنگ عمید

  • پرستار،
    نگهبان،
    بزرگ‌تر خانواده،
    کسی که در اداره یا بنگاهی به ‌جای رئیس کار می‌کند،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

سرپرست در فارسی به انگلیسی

  • Administrator, Boss, Caretaker, Chaperon, Chaperone, Commissioner, Custodian, Director, Guardian, Head, Headman, Mistress, Old Man, Overseer, Presider, Provost, Superintendent, Supervisor, Tutelary, Ward, Warden. توضیح بیشتر ...
فارسی به عربی

سرپرست در فارسی به عربی

  • حارس، مرافق، مراقب، مشرف
فرهنگ فارسی هوشیار

سرپرست در فرهنگ فارسی هوشیار

  • (صفت) آنکه عهده دار و مواظبت و نگهداری شخص شی ء یا موسسه ای باشد رئیس، کسی که از ظرف دولت دسته ای از ایلات و عشایر را اداره کند، بزرگ مهتر سرور، پرستار سروری. توضیح بیشتر ...
فارسی به آلمانی

سرپرست در فارسی به آلمانی

واژه پیشنهادی

سرپرست در واژه پیشنهادی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید