معنی اسپر

اسپر
معادل ابجد

اسپر در معادل ابجد

اسپر
  • 263
حل جدول

اسپر در حل جدول

فرهنگ معین

اسپر در فرهنگ معین

  • (اِ پَ) (اِ.) سپر.
لغت نامه دهخدا

اسپر در لغت نامه دهخدا

  • اسپر. [اِ پ َ] (اِ) سپر. جُنّه. (برهان). تُرس. مجن ّ. جَوب. فَرْض. مِجْنَب. دَرَق:
    بر او گردن ضخم چون ران پیل
    کف پای او گرد چون اسپری.
    منوچهری.
    پیش این فولاد بی اسپر میا
    کز بریدن تیغ را نبود حیا.
    مولوی.
    اسپری باشم گَه ِ تیر خدنگ.
    مولوی.
    - کرگ اسپر، سپر از پوست کرگدن:
    بنیزه بگشتند و بشکست پست
    کمانها گرفتند هردو بدست
    ببارید تیر از کمان سران
    بروی اندر آورده کرگ اسپران.
    فردوسی.
    || در اصطلاح بنّایان، دیوار میان دو مجرّدی از بیرون سو. توضیح بیشتر ...
  • اسپر. [اِ پ ُ] (فرانسوی، اِ) اعمال و حرکات منظم برای تقویت جسم و تربیت روان، مانند شکار، اسپ سواری، صید ماهی و غیره. ورزش. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

اسپر در فرهنگ عمید

فرهنگ فارسی هوشیار

اسپر در فرهنگ فارسی هوشیار

  • تخمک هاگ خرد دانه در بارآوری گیاهان بی گل (اسم) سپر تر مجن، دیوار میان دو مجردی از بیرون سو بدنه دیوار درسته از آجر و غیر آن که زیر طره باشد بر قسمت بیرونی ساختمان. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
قافیه