معنی اتم

اتم
معادل ابجد

اتم در معادل ابجد

اتم
  • 441
حل جدول

اتم در حل جدول

  • ذره بنیادین
  • کوچکترین ذره
  • کوچکترین ذره، ذره بنیادین
فرهنگ معین

اتم در فرهنگ معین

  • (اَ تَ مّ) [ع.] (ص تف.) تمامتر، کاملتر.
  • (اَ تُ) [فر. ] (اِ. ) کوچکترین جزء یک عنصر که خواص آن عنصر را دارا می باشد و با چشم دیده نمی شود. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

اتم در لغت نامه دهخدا

  • اتم. [اَ ت َم م] (ع ن تف) تمامتر. کامل تر.
    - بوجه اتم ّ، بوجه اکمل. توضیح بیشتر ...
  • اتم. [اُ ت ُ] (ع اِ) زیتون برّی. لغتی است در عُتُم. (منتهی الارب). توضیح بیشتر ...
  • اتم. [اَ ت َ] (اِخ) نام وادیی است. (منتهی الارب). و صاحب مراصدالاطلاع آرد: الاتم بکسر اوله و ثانیه، اسم واد. توضیح بیشتر ...
  • اتم. [اَ] (اِخ) جبل حرّه بنی سلیم و گفته اند پشته ای است از غطفان که بین غطفان و بین مسلخ قرار دارد و آن از منازل حجاج کوفه است و تا مکه نه میل مسافت است. توضیح بیشتر ...
  • اتم. [اَ ت َ] (ع مص) شکافته شدن دو درز مشک و غیره پس یک درز گردیدن. (منتهی الارب). واشکافته شدن دوال که در مشک دوخته باشند. || بریدن. || مقیم بودن بجای. بودن به جایی. || درنگی کردن. (منتهی الارب). درنگی. || کاهل شدن. کاهلی. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

اتم در فرهنگ عمید

  • تمام‌تر، کامل‌تر،
  • (شیمی، فیزیک) کوچک‌ترین جزء از یک عنصر شیمیایی که دارای خواص آن عنصر است،. توضیح بیشتر ...
فارسی به عربی

اتم در فارسی به عربی

فرهنگ فارسی آزاد

اتم در فرهنگ فارسی آزاد

  • اتَمّ، کامل، کامل تر،
فارسی به ایتالیایی

اتم در فارسی به ایتالیایی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
قافیه