معنی آسمانه

آسمانه
معادل ابجد

آسمانه در معادل ابجد

آسمانه
  • 157
حل جدول

آسمانه در حل جدول

فرهنگ معین

آسمانه در فرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

آسمانه در لغت نامه دهخدا

  • آسمانه. [س ْ / س ِ ن َ / ن ِ] (اِ) سقف. سَمْک. عرش. آشکوب. اَشکوب. آسمانخانه:
    تا همی آسمان توانی دید
    آسمان بین و آسمانه مبین.
    عماره.
    وز دژم روی ابر پنداری
    کآسمان آسمانه ای است خدنگ.
    فرخی.
    همی پیچید سر را بر بهانه
    گهی دیدی زمین گه آسمانه.
    (ویس و رامین).
    در و دیوار و بوم و آسمانه
    نگاریده بنقش چینیانه.
    (ویس و رامین).
    کنون لاجرم چون سخن گفت بایدْت
    بماند ترا چشم بر آسمانه.
    ناصرخسرو.
    بین ای مه آسمان و مبین آسمانه را
    وآهنگ باغها کن بگذار خانه را. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

آسمانه در فرهنگ عمید

  • سقف، چخت، سقف خانه، آشکوب: تا همی آسمان توانی دید / آسمان بین و آسمانه مبین (عماره: شاعران بی‌دیوان: ۳۶۱)،
    ارتفاع معینی که برای ابر یا بخار تعیین کنند،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

آسمانه در فارسی به انگلیسی

فرهنگ فارسی هوشیار

آسمانه در فرهنگ فارسی هوشیار

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید