معنی یکدست

یکدست
معادل ابجد

یکدست در معادل ابجد

یکدست
  • 494
حل جدول

یکدست در حل جدول

فرهنگ معین

یکدست در فرهنگ معین

  • کسی که یک دست داشته باشد، یک شکل، یک جور، یک نواخت. [خوانش: (~. دَ) (ص. )]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

یکدست در لغت نامه دهخدا

  • یکدست. [ی َ / ی ِ دَ] (ص مرکب) آنکه دارای یک دست باشد. (ناظم الاطباء). نقیض دودست باشد. (برهان). کسی که یکی از دستهایش نباشد. امثل. اقطع. (یادداشت مؤلف).
    - رستم یکدست، نام پهلوانی بوده است. (آنندراج).
    || تنها و بی یار. (یادداشت مؤلف). || کنایه از چند چیز است که به یک وتیره و یک جنس و یک طریق و به یک نوع و مثل هم باشند. (برهان) (ناظم الاطباء). یکسان. (غیاث اللغات). یکسان و برابر. (آنندراج). از یک سنخ. از یک نوع. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

یکدست در فرهنگ عمید

  • ویژگی کسی که یک دست داشته باشد و دست دیگرش از کار افتاده یا بریده شده باشد: مرد یکدست،
    [مجاز] یکپارچه، هماهنگ: لباس‌های سفید یکدست،
    (قید) [قدیمی، مجاز] به‌طور یکپارچه، به‌تمامی: شهر یکدست سیاه‌پوش بود، فدای جاهش جاه همه جهان یکدست / نثار جانش جان همه جهان یکسر (مسعودسعد: ۱۹۹)،
    [قدیمی، مجاز] متحد،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

یکدست در فارسی به انگلیسی

  • Even, Consistent, Homogeneous, Monotonous, Pure, Uniform
فرهنگ فارسی هوشیار

یکدست در فرهنگ فارسی هوشیار

  • (صفت) کسی که دارای یکدست است کسی که یکدست نداشته باشد تنها بی یار باشد، یکنواخت یکجور مقابل مخلوط وآمیخته. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
عبارت های مشابه