معنی گناوه

گناوه
معادل ابجد

گناوه در معادل ابجد

گناوه
  • 82
حل جدول

گناوه در حل جدول

  • شهری در شمال غربی بوشهر
  • بندری در بوشهر
لغت نامه دهخدا

گناوه در لغت نامه دهخدا

  • گناوه. [گ ُ وَ / وِ] (اِخ) دهی است از دهستان زیرکوه باشت و بابوئی شهرستان بهبهان که در 41هزارگزی شمال خاوری گچساران و 18هزارگزی راه اتومبیل رو بهبهان به شیراز واقع شده است. هوای آن معتدل مالاریائی و سکنه اش 100 تن است. آب آن از چشمه تأمین میشود. محصول آن غلات و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان گلیم و عبا بافی و راه آن مالرو است. ساکنین از طایفه ٔ باشت و بابوئی هستند. آبادی کوه مر جزء این دهستان است. توضیح بیشتر ...
  • گناوه. [گ ُ وَ / وِ] (اِخ) نام یکی از بخشهای هفتگانه ٔ شهرستان بوشهر است. حدود و مشخصات آن به قرار زیر است: از شمال باختری به بخش دیلم، از شمال و خاور به بخش خشت شهرستان کازرون، از جنوب خاوری به بخش برازجان از جنوب و باختر به خلیج فارس. این بخش در شمال باختری شهرستان واقع شده و هوای آن گرم مرطوب و مالاریایی است. آب مشروبی آن از باران که در مخازن جمع و نگاهداری میشود تأمین میشود. زراعت در دهستان رود حله از رود مزبور آبیاری میشود، ولی در دهستان حیات داود دیمی است. توضیح بیشتر ...
  • گناوه. [گ ُ وَ / وِ] (اِخ) قصبه و بندری است از بخش گناوه ٔ شهرستان بوشهر. مختصات جغرافیایی آن عبارت است از طول 50 درجه و 31 دقیقه از گرینویچ، عرض 29 درجه و 35 دقیقه و ارتفاع از سطح دریا بطور متوسط 5 متر. این قصبه در شمال باختری بندر بوشهر واقع شده وفاصله ٔ آن تا بندر مزبور از راه خشکی (بوشهر، برازجان و گناوه) 156000 گز است. هوای آن گرم مرطوب و مالاریائی است. آب مشروبی آن از باران و چاه تأمین میشود. سکنه ٔ قصبه مطابق آخرین آمار 2235 تن و شغل اهالی تجارت، کسب، صید ماهی، باربری دریایی و زراعت است. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید