معنی گمانی

گمانی
معادل ابجد

گمانی در معادل ابجد

گمانی
  • 121
حل جدول

گمانی در حل جدول

لغت نامه دهخدا

گمانی در لغت نامه دهخدا

  • گمانی. [گ ُ] (حامص) آنچه تصور شود. آنچه به گمان درآید. گمان. تصور:
    نهادند خوان گردباغ اندرون
    خورش خواستند از گمانی فزون.
    فردوسی.
    چنین است و این بر دلم شد درست
    همین بُد گمانی مرا از نخست.
    فردوسی.
    - بدگمانی، گمان بد بردن. سؤظن. سؤتفاهم: گفتم: (بوالحسن). مردی سخت بخردو فرمانبردار است. گفت: چنین بود اما می شنویم که بدگمانی افتاده است. (تاریخ بیهقی). این مقدار با بنده (عبدوس) گفت (آلتونتاش) و در این هیچ بدگمانی نمی نماید. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

گمانی در فارسی به انگلیسی

  • Hypothetical, Ideal, Presumptive, Speculative, Supposed
فرهنگ فارسی هوشیار

گمانی در فرهنگ فارسی هوشیار

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید