معنی گرفتاری

گرفتاری
معادل ابجد

گرفتاری در معادل ابجد

گرفتاری
  • 911
حل جدول

گرفتاری در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

گرفتاری در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • ابتلا، اسارت، حبس، قید، تعب، تنگنا، دردسر، سختی، گیر، مخمصه، اشتغال، مشغولیت، رنج، مصیبت، دلباختگی، دلدادگی، عاشقی،
    (متضاد) آزادی، رهایی. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

گرفتاری در فرهنگ معین

  • (~.) (حامص.) بیچارگی، درماندگی.
لغت نامه دهخدا

گرفتاری در لغت نامه دهخدا

  • گرفتاری. [گ ِ رِ] (حامص) مؤاخذه:
    هر کو به شبی صدره عمرش نه همی خواهد
    بی شک به بر ایزد باشدش گرفتاری.
    منوچهری.
    || ابتلاء. اسیری. بیچارگی. درماندگی:
    اگر به صید روی وحشی از تو نگریزد
    که در کمند تو راحت بود گرفتاری.
    سعدی. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

گرفتاری در فرهنگ عمید

  • اسارت، دربند بودن،
    [مجاز] دچار شدن،
    [مجاز] رنج و زحمت و شغل و کار بسیار،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

گرفتاری در فارسی به انگلیسی

  • Busyness, Captivity, Corners, Doubt, Embroilment, Encumbrance, Entanglement, Hitch, Hot Water, Involution, Involvement, Jam, Knot, Load, Matter, Nuisance, Pass, Pickle, Plight, Pressure, Problem, Question, Rush, Scrape, Slavery, Snag, Strait, Tangle, Thorn, Tie-Up, Trouble, Woe. توضیح بیشتر ...
فارسی به عربی

گرفتاری در فارسی به عربی

  • اسر، تامین، تدخل، تشابک، زمجره، عقبه، عمل، ماء آسن، ورطه، اِرتباک. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

گرفتاری در فرهنگ فارسی هوشیار

  • مواخذه، اسیری، بیچارگی، درماندگی
فارسی به آلمانی

گرفتاری در فارسی به آلمانی

  • Festmachen, Haken (m), Problem (n), Ruck (m), Rücken
واژه پیشنهادی

گرفتاری در واژه پیشنهادی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید