معنی کندا

کندا
معادل ابجد

کندا در معادل ابجد

کندا
  • 75
حل جدول

کندا در حل جدول

فرهنگ معین

کندا در فرهنگ معین

  • (کَ یا کُ) (ص.) دانا، حکیم، فیلسوف.
لغت نامه دهخدا

کندا در لغت نامه دهخدا

  • کندا. [ک َ / ک ُ] (ص، اِ) حکیم و فیلسوف و دانا و منجم. (برهان) (از ناظم الاطباء). دانا و حکیم. (آنندراج). فیلسوف و مهندس و دانا. (اوبهی). کاهن بود، اعنی آنکه چیزی از خود گوید. فیلسوف و دانا باشد. (صحاح الفرس چ طاعتی ص 27). فیلسوف و دانا و جادو و صاحب رأی. (لغت نامه ٔ اسدی از یادداشت به خط مرحوم دهخدا). با این مثال که در صحاح الفرس یافتم در کلمه ٔ وخشور محقق شد که کندا به معنی حکیم و فیلسوف است. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). توضیح بیشتر ...
  • کندا. [ک ُ] (اِخ) نام نقاشی و مصوری بوده است. (برهان). اسم نقاشی است. (اوبهی). نام نقاشی. (ناظم الاطباء). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

کندا در فرهنگ عمید

  • فیلسوف، حکیم،

    (صفت) = کاهن
فارسی به انگلیسی

کندا در فارسی به انگلیسی

عربی به فارسی

کندا در عربی به فارسی

گویش مازندرانی

کندا در گویش مازندرانی

  • چارچوب – قسمتی از چارچوب که درب بر آن می نشیند
  • ایوان
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید