معنی کرار

کرار
معادل ابجد

کرار در معادل ابجد

کرار
  • 421
حل جدول

کرار در حل جدول

  • بسیار حمله کننده
فرهنگ معین

کرار در فرهنگ معین

  • (کَ رّ) [ع.] (ص.) بسیار حمله کننده.
لغت نامه دهخدا

کرار در لغت نامه دهخدا

  • کرار. [ک َ] (ع اِ) مهره ای است که زنان بدان مردان را بند نمایند. تقول للساحره یا کرار کریه و یا همره اهمریه ان اقبل فسریه و ان ادبر فضریه. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). توضیح بیشتر ...
  • کرار. [ک َرْ را] (ع ص) برگردنده. (منتهی الارب). بازگردنده. (ناظم الاطباء) (آنندراج). || بازگرداننده. (منتهی الارب) (آنندراج). || حمله کننده. (منتهی الارب). بتکرار حمله برنده. (ناظم الاطباء) (آنندراج): داعیه ای که هر یارب که او در صمیم سحرگاهی بر درگاه الهی کند به لشکری جرار و سپاهی کرار کار کند. (چهارمقاله از فرهنگ فارسی معین). || مهربانی نماینده. (از منتهی الارب) (آنندراج). توضیح بیشتر ...
  • کرار. [ک َرْ را] (اِخ) از القاب حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السّلام، چه آن حضرت در جنگ بر صف دشمنان باربار حمله می کرد و هیچ اندیشه نمی نمود. (آنندراج) (ناظم الاطباء).
    - حیدر کرار،علی علیه السلام. توضیح بیشتر ...
  • کرار. [ک ِ] (ع اِ) ج ِ کَرّ. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). رجوع به کر شود. توضیح بیشتر ...
  • کرار. [ک ُ] (اِ) چوب زیرین در خانه باشد که چوب آستان است. (آنندراج) (ناظم الاطباء). || زمینی که بجهت سبزی کاشتنی و غیر آن مستعد کرده و کناره های آن را بلند ساخته باشند. (از آنندراج). کرد و زمینی که برای کشتکاری آماده ساخته و کناره های آن را بلند کرده باشند. (ناظم الاطباء). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

کرار در فرهنگ عمید

  • از القاب علی‌بن ابی‌طالب،
    [قدیمی] بازگردنده،
    [قدیمی] سخت‌حمله‌کننده در جنگ، بسیار‌حمله‌کننده،. توضیح بیشتر ...
  • چوب زیر در، آستانۀ در،
فرهنگ فارسی هوشیار

کرار در فرهنگ فارسی هوشیار

  • بازگردنده، حمله کننده در جنگ
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید