معادل ابجد
کاروان در معادل ابجد
کاروان
- 278
حل جدول
کاروان در حل جدول
- واگن چرخداری که به پشت خودرو میبندند و به عنوان اتاق به کار میرود. توضیح بیشتر ...
- واگن چرخ داری که به پشت خودرو می بندند و به عنوان اتاق به کار می رود. توضیح بیشتر ...
- قافله
مترادف و متضاد زبان فارسی
کاروان در مترادف و متضاد زبان فارسی
- قافله، کاربان
فرهنگ معین
کاروان در فرهنگ معین
- [په.] (اِمر.) قافله، عده ای مسافر که با هم حرکت کنند.
لغت نامه دهخدا
کاروان در لغت نامه دهخدا
- کاروان. [کارْ / رِ] (اِخ) نام محلی کنار راه سراب به اردبیل میان سیستان و صائین در 133800 گزی تبریز. توضیح بیشتر ...
-
کاروان. [کارْ / رِ] (اِ مرکب) کاربان. (جهانگیری). قافله. (برهان) (غیاث) (انجمن آرا) (ناظم الاطباء). و رجوع به قافله شود. قیروان. (المعرب جوالیقی ج 2 ص 254). (منتهی الارب). و رجوع به لغت «کاربان » شود. عیر. (ترجمان القرآن) (دهار). و رجوع به عیر شود. سیاره. (ترجمان القرآن). جمعیت زیادی از مسافران و سودا گران. (ناظم الاطباء). دسته ٔ مسافرین:
کاروان شهید رفت از پیش
وان ما رفته گیر و می اندیش.
رودکی.
سوی رود با کاروانی گشن
زهابی بدو اندرون سهمگن. توضیح بیشتر ...
-
کاروان. [کارْ / رِ] (اِخ) نام ناحیتی به بلوچستان.
- کاروان. [کارْ / رِ] (اِخ) دهی از دهستان منجوان بخش خدا آفرین شهرستان تبریز. در 17500 گزی جنوب خداآفرین و 16500 گزی شوسه ٔ اهر به کلیبر. کوهستانی و معتدل و دارای 84تن سکنه است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4). توضیح بیشتر ...
- کاروان. [کارْ / رِ] (اِخ) رجوع به کادیجان و رجوع به فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 شود. توضیح بیشتر ...
- کاروان. [کارْ / رِ] (اِخ) دهی از بخش قشم شهرستان بندرعباس، واقع در 39هزارگزی باختر قشم و 12هزارگزی شمال راه مالرو قشم به صلخ. جلگه و گرمسیر و مالاریائی و دارای 255 تن سکنه است. آب آن از چاه و باران است. محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و صید ماهی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید
کاروان در فرهنگ عمید
-
گروه مسافرانی که باهم سفر میکنند،
[مجاز] چیزی که اجزای آن به دنبال هم میآید،
اتاقک چرخداری که به پشت اتومبیل وصل میشود و برای حمل کالا، حیوانات، و اقامت در سفر مورد استفاده قرار میگیرد،
* کاروان زدن: (مصدر لازم) [قدیمی، مجاز] دزدیدن اموال مسافران کاروان با حمله به آن،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی
کاروان در فارسی به انگلیسی
- Caravan, Convoy, String, Train
فارسی به ترکی
کاروان در فارسی به ترکی
فارسی به عربی
کاروان در فارسی به عربی
تعبیر خواب
کاروان در تعبیر خواب
-
اگر کسی بیند در خواب که با کاروانی در راه بود و اهل کاروان مصلح بودند، دلیل خیر و صلاح است. اگر مفسد بودند، دلیل شر و فساد است.
- محمد بن سیرین. توضیح بیشتر ...
- اگر در خواب بیند که با کاروان به خانه خود می رفت، دلیل که کارها بر وی گشاده شود، اگر به خلاف این بیند، دلیل بستگی کار بود. اگر بیند با کاروان سواره می رفت و بزرگی تمام داشت، دلیل که نعمتی تمام حاصل کند. - ابراهیم بن عبدالله کرمانی. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار
کاروان در فرهنگ فارسی هوشیار
- عده ای مسافر که همگی با هم مسافرت کنند، قافله هم نیز گویند
فارسی به ایتالیایی
کاروان در فارسی به ایتالیایی
- carovana
واژه پیشنهادی
کاروان در واژه پیشنهادی
- گروه ، دسته
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا
وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که
هنوز عضو جدول یاب نشده اید
از اینجا ثبت نام کنید