معنی هستی

هستی
معادل ابجد

هستی در معادل ابجد

هستی
  • 475
حل جدول

هستی در حل جدول

  • وجود،دارایی،ثروت،بود
  • بود، وجود، کاینات، مال، مکنت، نوا
مترادف و متضاد زبان فارسی

هستی در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • بود، زندگی، کاینات، وجود، ثروت، دولت، مال، مکنت، نوا،
    (متضاد) نیستی. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

هستی در فرهنگ معین

  • وجود، دارایی، ثروت. [خوانش: (هَ) (حامص.)]
لغت نامه دهخدا

هستی در لغت نامه دهخدا

  • هستی. [هََ] (حامص، اِ) وجود. بودن. بود. حیات. زندگی. (یادداشت به خط مؤلف):
    خداوند هستی و هم راستی
    نخواهد ز تو کژّی و کاستی.
    فردوسی.
    از اوی است پیدا مکان و زمان
    پی مور بر هستی او نشان.
    فردوسی.
    به هستی ّ یزدان گوایی دهند
    روان تو را آشنایی دهند.
    فردوسی.
    اگر خویشتن را شناسی درست
    به هستیش هستو شوی از نخست.
    اسدی.
    به هستی ّ یزدان سراسر گواست
    گوایان خاموش، گوینده راست.
    اسدی.
    ز گوهر دان نه از هستی فزونی اندر این معنی
    که جز یک چیز را یک چیز نَبْوَد علت انشا. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

هستی در فرهنگ عمید

  • [مقابلِ نیستی] وجود،
    زندگی،
    [مجاز] دارایی، سرمایه،
    [مجاز] جهان،
    [قدیمی، مجاز] خودبینی،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

هستی در فارسی به انگلیسی

  • All, Being, Entity, Existence, Subsistence
فارسی به ترکی

هستی در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

هستی در فارسی به عربی

  • ان یکون، جوهر، حقیقه، موضوعیه، وجود
نام های ایرانی

هستی در نام های ایرانی

  • دخترانه، وجود، وجود، زندگی، زندگانی
گویش مازندرانی

هستی در گویش مازندرانی

  • مال، دارایی، جان، زندگی
فرهنگ فارسی هوشیار

هستی در فرهنگ فارسی هوشیار

فارسی به ایتالیایی

هستی در فارسی به ایتالیایی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید