معنی مناجات

مناجات
معادل ابجد

مناجات در معادل ابجد

مناجات
  • 495
حل جدول

مناجات در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

مناجات در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • دعا، رازگویی، نیایش، رازونیاز کردن (باخدا)، نجوا کردن، سحر، سحرگاه (در ماه رمضان). توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

مناجات در فرهنگ معین

  • (مُ) [ع. مناجاه] (مص ل.) راز و نیاز کردن با خداوند.
لغت نامه دهخدا

مناجات در لغت نامه دهخدا

  • مناجات. [م ُ] (ع مص) راز گفتن با کسی. (آنندراج). راز و نیاز. نجوی کردن. مُسارَّه. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). مناجاه: علی گوش بر دهن رسول نهاد و رسول ساعتی مناجات بکرد و سخن نرم در گوش علی گفت. (قصص الانبیاء ص 240).
    تو ای نتیجه ٔ دولت نجات احراری
    که با تو دولت پاینده را مناجات است.
    امیرمعزی (دیوان چ اقبال ص 129).
    گهی با می گسارم انده خویش
    گهی با جام باشم در مناجات.
    سنائی (دیوان چ مصفا ص 395).
    یک بار مناجات تو دروصل شنیدم
    بار دگر امید مناجات تو دارم. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

مناجات در فرهنگ عمید

  • رازونیاز کردن،
    راز دل خود را به ‌کسی گفتن،
    رازگویی و عرض نیاز به‌ درگاه خدا،. توضیح بیشتر ...
فرهنگ واژه‌های فارسی سره

مناجات در فرهنگ واژه‌های فارسی سره

فارسی به عربی

مناجات در فارسی به عربی

فرهنگ فارسی هوشیار

مناجات در فرهنگ فارسی هوشیار

  • ‎ (مصدر) راز و نیاز کردن با کسی نجوی کردن با کسی، با خدا راز و نیاز کردن، پی بردن بعقاید نهانی یکدیگر: } اگر تکلف در توقف داری بصحبت و محرومیت لایق تر افتد و معول در این معانی بر معاینه ضمایر و مناجات عقاید تواند بود ‎{ (کلیله مصحح مینوی. 249)، راز گویی، عرض نیاز بدرگاه خدا. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی آزاد

مناجات در فرهنگ فارسی آزاد

  • مُناجات، علاوه بر معانی مصدری، راز و نیاز بدرگاه الهی، به هر یک از دعاها در شریعت اقدس ابهی مناجات اطلاق می شود،. توضیح بیشتر ...
فارسی به آلمانی

مناجات در فارسی به آلمانی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید