معنی مصیبت زده

مصیبت زده
معادل ابجد

مصیبت زده در معادل ابجد

مصیبت زده
  • 558
حل جدول

مصیبت زده در حل جدول

لغت نامه دهخدا

مصیبت زده در لغت نامه دهخدا

  • مصیبت زده. [م ُ ب َ زَ دَ / دِ](ن مف مرکب) ماتم زده. (ناظم الاطباء). ماتمی. سوکوار. عزادار. مصیبت دیده. (یادداشت مؤلف): تضجیع؛ مصیبت زده ساختن. (منتهی الارب). || بدبخت. (ناظم الاطباء). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

مصیبت زده در فرهنگ عمید

  • ماتم‌زده، در رنج و بلاافتاده، بدبخت، بیچاره،
فرهنگ فارسی هوشیار

مصیبت زده در فرهنگ فارسی هوشیار

  • ‎ رنجور، سوکوار، بد آورده (صفت) در رنج و بلا افتاده، ماتم زده (بسبب فوت خویشاوند یا دوستی صمیم)، بدبخت. توضیح بیشتر ...
واژه پیشنهادی

مصیبت زده در واژه پیشنهادی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید