معنی مشایعت

مشایعت
معادل ابجد

مشایعت در معادل ابجد

مشایعت
  • 821
حل جدول

مشایعت در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

مشایعت در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • بدرقه، تشییع، همراهی، دنباله‌روی، بدرقه کردن، همراهی کردن،
    (متضاد) استقبال، اطاعت، پیروی. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

مشایعت در فرهنگ معین

  • (مُ یِ عَ) [ع. مشایعه] (مص م.) بدرقه کردن.
لغت نامه دهخدا

مشایعت در لغت نامه دهخدا

  • مشایعت. [م ُ ی َ / ی ِ ع َ](از ع، اِمص) با کسی یاری کردن. || چند قدم همراه کسی رفتن برای رخصت. (غیاث). همراهی با مسافر تا او را به منزل رسانیده و وی را وداع کند. و نیز تا چند قدم همراهی با میهمان. (ناظم الاطباء). از پی مسافر رفتن. در پی رفتن. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): و به مشایعت او جمله ٔ لشکر و بزرگان برفتند. (کلیله و دمنه). || همراهی با جنازه ٔ مرده تا وی را به خاک سپارند. (ناظم الاطباء). || پیروی نمودن. (غیاث): امروز که زمانه در مشایعت و فلک در متابعت رای و رایت خداوند عالم سلطان اعظم. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

مشایعت در فرهنگ عمید

  • پیروی کردن، در پی کسی رفتن،
    بدرقه کردن، مسافتی دنبال مسافر یا مهمان رفتن،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

مشایعت در فارسی به انگلیسی

فارسی به عربی

مشایعت در فارسی به عربی

فرهنگ فارسی هوشیار

مشایعت در فرهنگ فارسی هوشیار

  • چند قدم همراه کسی رفتن برای رخصت، پیروی کردن
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید