معنی محافظت

محافظت
معادل ابجد

محافظت در معادل ابجد

محافظت
  • 1429
حل جدول

محافظت در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

محافظت در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • احتراس، استحفاظ، پاسبانی، پاسداری، پشتیبانی، حراست، حفاظت، حفظ، صیانت، محارست، نگاهداری، نگهبانی، نگهداری، وقایت. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

محافظت در فرهنگ معین

  • (مص م. ) نگاهبانی کردن، حفظ کردن، نگاه داشتن، (اِمص. ) نگهبانی، حفاظت. [خوانش: (مُ فَ ظَ) [ع. محافظه]]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

محافظت در لغت نامه دهخدا

  • محافظت. [م ُ ف َ ظَ] (ع مص) مراقبت. نگاهبانی کردن. (آنندراج). محافظه. نگاهبان چیزی بودن. حفظ کردن. || نگاهداشت. نگهداشت. نگاهداری چیزی را. نگاه داشتن. مواظبت. مداومت. مراعات. ذب. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). رجوع به محافظه شود.
    - محافظت کردن، نگاه داشتن. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). به عدل و داد و مخالفت نگاهبانی کردن: و محافظت کنند رعیت را به عدل و داد، و مخالفت یکدیگر نکنند. (سفرنامه ناصرخسرو چ دبیرسیاقی ص 148 چ 2). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

محافظت در فرهنگ عمید

  • حفظ کردن از آسیب، نگه‌داری کردن،
فرهنگ واژه‌های فارسی سره

محافظت در فرهنگ واژه‌های فارسی سره

فارسی به انگلیسی

محافظت در فارسی به انگلیسی

فارسی به عربی

محافظت در فارسی به عربی

فرهنگ فارسی هوشیار

محافظت در فرهنگ فارسی هوشیار

  • مراقبت، نگاهبانی کردن، مواظبت، مداومت، حفظ کردن، مراعات
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید