معنی مارافسا

مارافسا
معادل ابجد

مارافسا در معادل ابجد

مارافسا
  • 383
حل جدول

مارافسا در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

مارافسا در مترادف و متضاد زبان فارسی

لغت نامه دهخدا

مارافسا در لغت نامه دهخدا

  • مارافسا. [اَ] (نف مرکب) مارافسای. مارافسان. افسونگر ماررا گویند. (فرهنگ جهانگیری). مارافسان و مارافسای. افسونگر مار و مارگیر. (ناظم الاطباء). افسونگر مار ومار آموزنده است که مارگیر باشد. (برهان). کسی که مار را افسون کند و بگیرد. (آنندراج) (انجمن آرا). مارآموز. (اوبهی). افسونگر ماران. (غیاث):
    گر حسودت بسی است عاجز نیست
    اژدها از جواب مارافسا.
    انوری.
    با بدان چندانکه نیکویی کنی
    قتل مارافسا نباشد جز به مار. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

مارافسا در فرهنگ عمید

  • مارگیر: گر حسودت بسی‌ست عاجز نیست / اژدها از جواب مارافسای (انوری: ۴۵۰)، ور برآرد به‌ مثل مار به‌افسون ز زمین / اژدهای فلکی را چه غم از مارافسای (انوری: ۴۴۵)،
    (اسم) (نجوم) صورت فلکی در جنوب جاثی، به شکل مردی با ماری در دست، حوا،. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

مارافسا در فرهنگ فارسی هوشیار

  • (صفت) آنکه مار را افسون کند و بگیرد معزم افسونگر: گر حسودت بسی است عاجز نیست اژدها از جواب مارافسا. (انوری رشیدی). توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
قافیه