معنی قمه

قمه
معادل ابجد

قمه در معادل ابجد

قمه
  • 145
حل جدول

قمه در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

قمه در مترادف و متضاد زبان فارسی

فرهنگ معین

قمه در فرهنگ معین

  • (قِ مَّ) [ع. قمه] (اِ.) جماعت مردم. ج. قمام.
  • (قَ مِ) [تر. ] (اِ. ) سلاحی دو دَم شبیه شمشیر اما کوچکتر از آن. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

قمه در لغت نامه دهخدا

  • قمه. [ق َ م َ / م ِ] (ترکی، اِ) نام سلاح است. (غیاث اللغات) (آنندراج). قسمی سلاح شبیه به شمشیر ولی کوتاهتر و پهن تر و بدون انحناء.
    - قمه زن، کسی که به نذر بروز عاشورا با قمه بر سر خود جراحت وارد کند، با رسومی مخصوص.
    - قمه قداره کشیدن، کنایه از شرارت کردن. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

قمه در فرهنگ عمید

  • نوعی جنگ‌افزار سرد و کوتاه‌تر از شمشیر که هر دو دم آن تیز و برنده است،. توضیح بیشتر ...
  • تارک، بالای هر چیز، بلندترین نقطۀ هر چیز،

    گروه، جماعت مردم،
فارسی به انگلیسی

قمه در فارسی به انگلیسی

فرهنگ فارسی هوشیار

قمه در فرهنگ فارسی هوشیار

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
قافیه