معنی فرستاده

فرستاده
معادل ابجد

فرستاده در معادل ابجد

فرستاده
  • 750
حل جدول

فرستاده در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

فرستاده در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • ایلچی، پیک، سفیر، قاصد، مرسل، پیغمبر، رسول، نبی
فرهنگ معین

فرستاده در فرهنگ معین

  • روانه کرده، سفیر، پیغامبر، رسول. [خوانش: (فِ رِ دِ) (ص مف. )]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

فرستاده در لغت نامه دهخدا

  • فرستاده. [ف ِ رِ دَ / دِ] (ن مف، اِ) چیزی را گویند که شخصی به جهت کسی بفرستد. (برهان). مرسله. مرسوله. (یادداشت به خط مؤلف). || سفیر. قاصد. فرسته. (یادداشت به خط مؤلف). فرسته. رسول. (حاشیه ٔ فرهنگ اسدی). آنکه دیگری او را فرستد:
    فرستاده ٔ شاه را پیش خواند
    فراوان سخنها به خوبی براند.
    فردوسی.
    فرستاده آمد بگفت آن پیام
    ز پیغام بهرام شد شادکام.
    فردوسی.
    سبک سر فرستاده را خوار کرد
    دل انجمن پر ز تیمار کرد.
    فردوسی. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

فرستاده در فرهنگ عمید

  • روانه‌شده،

    رسول، پیغامبر،

    سفیر، فرسته،
فارسی به انگلیسی

فرستاده در فارسی به انگلیسی

  • Ambassador, Emissary, Envoy, Herald, Legate, Messenger
فارسی به عربی

فرستاده در فارسی به عربی

فرهنگ فارسی هوشیار

فرستاده در فرهنگ فارسی هوشیار

  • چیزی را گویند که شخص بجهت کسی بفرستد، مرسله، قاصد، رسول
فارسی به ایتالیایی

فرستاده در فارسی به ایتالیایی

فارسی به آلمانی

فرستاده در فارسی به آلمانی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید