معنی غرور

غرور
معادل ابجد

غرور در معادل ابجد

غرور
  • 1406
حل جدول

غرور در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

غرور در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • تفاخر، تفرعن، تکبر، خودخواهی، خودبزرگ‌بینی، خودپسندی، خودبینی، خودستایی، خویشتن‌بینی، فخر، کبر، منیت، نخوت، جوش،
    (متضاد) خضوع. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

غرور در فرهنگ معین

  • (مص م. ) فریب دادن، (مص ل. ) به خود بالیدن، (اِمص. ) تکبر، نخوت، فریفتگی. ، ~ ملی احساس سربلندی و افتخار نسبت به فرهنگ و توانایی های ملت خویش. [خوانش: (غُ) [ع. ]]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

غرور در لغت نامه دهخدا

  • غرور. [غ ُ] (ع اِ) ج ِ غَرّ. شکن جامه و نورد پوست. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (آنندراج). طوی الثوب علی عروضه و علی غروره، به معنی واحد. (نشوء اللغه ص 19). رجوع به غَرّشود. || ج ِ غارّ. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). اباطیل. (اقرب الموارد). رجوع به غارّ شود. توضیح بیشتر ...
  • غرور. [غ َ] (ع ص، اِ) فریبنده. (منتهی الارب) (آنندراج) (ترجمان علامه ٔ جرجانی تهذیب عادل) (غیاث اللغات). ومنه قوله تعالی: «و لایغرنکم باﷲ الغرور». (قرآن 5/35). (منتهی الارب) (آنندراج). || یا شیطان است خاصه. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). دیو فریبنده. (مهذب الاسماء). || دنیا. (منتهی الارب) (آنندراج). الدنیا، و توصف به فیقال: دنیا غرور. (اقرب الموارد). || آنچه بدان غرغره نمایند از ادویه و جز آن، و هو مثل لعوق و سموط. توضیح بیشتر ...
  • غرور. [غ َ] (اِخ) ابن نعمان بن لخمی. پدر وی پادشاه حیره بود. غرور اسلام آورد و پس از آن مرتد شد و مجدداً اسلام آورد. گویند اسم وی منذر، و لقبش غرور است. و بعضی گویند غرور اسم اوست. وی پس از اسلام آوردن میگفت: «لست الغرور و لکنی المغرور». سیف گوید: «حطیم » در میان بنی قیس بن ثعلبه خروج کرد و مرتدان را گرد آورد و به سوی غروربن سویدبن منذر پسر برادر نعمان فرستاد و به وی گفت: اگر غلبه یافتم ترا حاکم بحرین می کنم تا آنکه مانند نعمان باشی که در حیره بود. توضیح بیشتر ...
  • غرور. [غ ُ] (اِخ) قریه ای در مصر در ناحیه ٔ شرقی آن. (از تاج العروس). توضیح بیشتر ...
  • غرور. [غ ُ] (اِخ) جائی است. امرءالقیس گوید:
    عفا شطب من اهله و غرور
    فمو بوله ان الدیار تدور.
    گفته اند آن کوهی است در دمخ از دیار کلاب و تپه ای است در اباض، و آن تپه ٔ احسیر است که خالدبن ولید از آنجا بر مسیلمه تاخت. و گفته اند وادئی است، و قول امرءالقیس بر همه ٔ اینها اطلاق می شود. (از تاج العروس). توضیح بیشتر ...
  • غرور. [غ ُ] (ع مص) فریفتن. (منتهی الارب) (غیاث اللغات) (ترجمان علامه ٔ جرجانی) (مصادر زوزنی) (تاج المصادر بیهقی) (مجمل اللغه). بیهوده امیدوار کردن کسی را. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). با لفظ خوردن و شکستن و برآراستن استعمال شود. (از آنندراج). اطماع در آنچه صحیح نبود. || آراستن خطا، چنانکه گمان رود که صواب است. (از اقرب المواد). || (اِمص) فریفتگی. فریب. حیله. زرق. (دستور الاخوان) (دهار):
    بدان ای گرفتار بند غرور
    در این است رسم سرای سرور. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

غرور در فرهنگ عمید

  • احساس سربلندی و شادمانی به علت کسب موفقیت، احترام و غیره،
    (اسم مصدر) کبر و نخوت، خودبینی،
    (اسم مصدر) [قدیمی] فریفتن، فریب دادن، بیهوده امیدوار کردن کسی،
    (اسم مصدر) [قدیمی] فریب خوردن، به چیزی بیهوده طمع بستن،
    * غرور جوانی: (پزشکی) [مجاز] = جوش * جوش غرور جوانی
    * غرور داشتن: (مصدر لازم) مغرور بودن، کبر و نخوت داشتن، خودبین بودن: زاهد غرور داشت سلامت نبرد راه / رند از ره نیاز به دارالسّلام رفت (حافظ: ۱۸۴)،
    * غرور خوردن: (مصدر لازم) [قدیمی] فریب خوردن،
    * غرور دادن: (مصدر متعدی) [قدیمی] فریب دادن،. توضیح بیشتر ...
فرهنگ واژه‌های فارسی سره

غرور در فرهنگ واژه‌های فارسی سره

فارسی به انگلیسی

غرور در فارسی به انگلیسی

  • Cockiness, Conceit, Ego, Egoism, Egotism, Haughtiness, Immodesty, Pride, Scornfulness, Self-Conceit, Self-Esteem, Superciliousness, Vainglory, Vanity, Wind. توضیح بیشتر ...
فارسی به عربی

غرور در فارسی به عربی

  • طوق، فکر، کبریاء، مغرور، وقاحه، اِدَّعاءٌ
عربی به فارسی

غرور در عربی به فارسی

  • چاپلوسی کردن , تملق گفتن از
فرهنگ فارسی هوشیار

غرور در فرهنگ فارسی هوشیار

  • فریفتن، بیهوده امیدوار کردن کسی را، کبر و نخوت
فرهنگ فارسی آزاد

غرور در فرهنگ فارسی آزاد

  • غُرُوْر، افتخار به شُؤون عَرَضیه و فانیه مثل ثروت و شهرت و مقام و جمال و غیره- بیهوده ها،. توضیح بیشتر ...
  • غَرُوْر، آنچه که انسان را گول بزند و مغرور سازد- دنیا- غرغره،. توضیح بیشتر ...
فارسی به ایتالیایی

غرور در فارسی به ایتالیایی

واژه پیشنهادی

غرور در واژه پیشنهادی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید