معنی سینه

سینه
معادل ابجد

سینه در معادل ابجد

سینه
  • 125
حل جدول

سینه در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

سینه در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • صدر، پستان، ذهن، حافظه، دل، خاطر، گستره، پهنه، عرصه
فرهنگ معین

سینه در فرهنگ معین

  • بخشی از بدن که بین گردن و شکم محدود است، پستان. [خوانش: (نِ) [په. ] (اِ. )]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

سینه در لغت نامه دهخدا

  • سینه. [ن َ / ن ِ] (اِ) معروف است و به عربی صدر گویندش. (برهان). صدر. (آنندراج). بر. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی). صاف، لطیف، روشن، صبح و صبح پرور از صفات و آب شیر، آئینه ٔ بلور، پرنیان، یاسمن، یاسمن برگ، ترنج از تشبیهات اوست و در سینه ٔ عشاق با این کلمات بی کینه، بیداغ، بی چاک، چاک چاک و صدچاک، پرداغ، داغ خوار، تفسیده و گرم، افکار، مجروح، پرآبله، گداخته، غم پرور، غم فرسا، زار، پرداخته، لوح و صفحه نعت آرند. (آنندراج):
    شدم پیر بدینسان و تو هم خود نه جوانی
    مرا سینه پر اَنجوج و تو چون چفته کمانی. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

سینه در فرهنگ عمید

  • استخوان‌بندی بالای شکم از گردن به پایین که در میان آن قلب و ریه‌ها قرار دارد،
    [مجاز] پستان،
    [مجاز] ریه،
    [مجاز] بخش جلو هرچیز،
    * سینه کردن: (مصدر متعدی) [عامیانه، مجاز]
    پیش انداختن و به جلو راندن، در پشت سر کسی یا حیوانی قرار گرفتن و او را با فشار سینه به جلو راندن،
    (مصدر لازم) بر زمین خوردن سنگ یا تیر یا چیز دیگر پس از پرتاب شدن و منحرف گشتن آن به سمت دیگر،
    (مصدر لازم) فخر کردن، نازیدن،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

سینه در فارسی به انگلیسی

فارسی به ترکی

سینه در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

سینه در فارسی به عربی

  • تمثال نصفی، صدر، قلب
تعبیر خواب

سینه در تعبیر خواب

  • دیدن سینه به خواب، دلیل بر شریعت باشد. اگر در خواب بیند که سینه او فراخ شد، دلیل که کارهای او ساخته شود. اگر بیند سینه او تنگ شد، دلیل که در دینش خلل افتد. اگر بیند بر سینه او خطی سبز نوشته بود، دلیل که حق تعالی با وی کرامت کند. اگر خط سیاه بیند، دلیل که بی شهامت از دنیا برود. - محمد بن سیرین. توضیح بیشتر ...
  • اگر بیند بر سینه او موی رسته بود، دلیل که وام دار شود. اگر بیند موی از سینه بسترد، دلیل که وام بگذارد، اگر بیند سینه او گرفته بود. چنانکه حرف زدن نتوانست، دلیل که کار دین بر وی بسته شود. - اب‍راه‍ی‍م‌ ب‍ن‌ ع‍ب‍دال‍ل‍ه‌ ک‍رم‍ان‍ی. توضیح بیشتر ...
  • دیدن سینه به خواب بر هفت وجه است. اول: علم. دوم: سخاوت. سوم: ایمان. چهارم: کفر. پنجم: حکمت. ششم: مرگ. هفتم: بُخل. - امام جعفر صادق علیه السلام. توضیح بیشتر ...
گویش مازندرانی

سینه در گویش مازندرانی

  • پستان، نوک پستان، لیفه ی شلوار، بخش جلویی پیراهن یا شلوار...
فرهنگ فارسی هوشیار

سینه در فرهنگ فارسی هوشیار

  • استخوان بندی بالای شکم از گردن به پائین که در میان آن دل و شش قرار دارد و بمعنی پستان. توضیح بیشتر ...
فارسی به ایتالیایی

سینه در فارسی به ایتالیایی

فارسی به آلمانی

سینه در فارسی به آلمانی

واژه پیشنهادی

سینه در واژه پیشنهادی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید