معنی سنور

سنور
معادل ابجد

سنور در معادل ابجد

سنور
  • 316
حل جدول

سنور در حل جدول

فرهنگ معین

سنور در فرهنگ معین

  • (س نَُ) [ع.] (اِ.) گربه.
لغت نامه دهخدا

سنور در لغت نامه دهخدا

  • سنور. [س ِن ْ ن َ] (ع اِ) گربه. (منتهی الارب) (آنندراج) (دهار) (مهذب الاسماء). رجوع به گربه شود. || مهتر. (منتهی الارب) (آنندراج) (مهذب الاسماء) (ناظم الاطباء). || مهره های استخوان گردن. || بیخ دم. ج، سنانیر. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). توضیح بیشتر ...
  • سنور. [س َ ن َوْ وَ] (ع اِ) خفتان از دوال بافته و تمامه سلاح هر چه باشد. (آنندراج) (منتهی الارب). چیزی باشداز پوست که درپوشند در جنگ. (یادداشت بخط مؤلف). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

سنور در فرهنگ عمید

  • (زیست‌شناسی) گربه،
    (صفت) مهتر، بزرگ،
    (زیست‌شناسی) بیخ دم،
    (زیست‌شناسی) مهره‌های گردن،. توضیح بیشتر ...
گویش مازندرانی

سنور در گویش مازندرانی

  • از توابع دهستان چهاردانگه ی سورتچی ساری
  • چوبی که با کندن روی آن و قرار دادن آن بر روی نهرهای زراعی، سهمیه. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

سنور در فرهنگ فارسی هوشیار

فرهنگ فارسی آزاد

سنور در فرهنگ فارسی آزاد

  • سِنَّوْر، گُربه (هِرّ)، سید و مهتر- رئیس قبیله (جمع: سَنانِیْر)، سُنّار هم گربه است،. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید