معنی سراپرده
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
(سَ پَ دَ یا دِ) (اِمر.) پرده سرای.
فرهنگ عمید
بارگاه،
خیمۀ بزرگ،
پردۀ بزرگ که به جای دیوار دور خیمه بکشند. * پردهسرای،
* سراپردهٴ کحلی: [قدیمی، مجاز]
آسمان،
ابر سیاه،
حل جدول
مترادف و متضاد زبان فارسی
بارگاه، چادر، خرگاه، خیمه، سرادق، اندرونی، حرمسرا
فارسی به انگلیسی
Encampment
تعبیر خواب
اگر کسی بیند سراپرده بزد و دانست که سراپرده ملک او است، دلیل که بزرگی و منزلت یابد و باشد که مهتر لشگر شود. اگر بیند سراپرده پادشاه بود، دلیل که از پادشاه حرمت و جاه یابد، زیرا که سراپرده نشست گاه پادشاه است. اگر بیند که سراپرده پادشاه است و بیفتاد، دلیل که ملک او را زوال است. اگر بیند سراپرده پادشاه به سوخت، دلیل که پادشاه از دنیا رحلت کند. اگر بیند پادشاه از سراپرده بیرون آوردند، دلیل هلاکت است. اگر بیند که سراپرده پادشاه بگرفت وبرهوا برد، دلیل که پادشاه بزرگ در آن دیار آید وملک از وی بستاند. - محمد بن سیرین
دیدن سراپرده درخواب بر پنج وجه است. اول: سلطنت. دوم: ریاست. سوم: ولایت. چهارم: مهتری. پنجم: سرهنگی. - امام جعفر صادق علیه السلام
فرهنگ فارسی هوشیار
بارگاه پادشاهان، خیمه
واژه پیشنهادی
معادل ابجد
472