معنی زندان

زندان
معادل ابجد

زندان در معادل ابجد

زندان
  • 112
حل جدول

زندان در حل جدول

  • بندی‌خانه

    نواخانه، لگ، اسارتگاه، توقیفگاه، سجن، حبس

    لگ، سجن، نواخانه، اسارتگاه، توقیفگاه، حبس، سلول، بازداشتگاه، بند، محبس

    ندامتگاه

    لگ

    سجن

    هلفدونی

    نواخانه

    سجن، حبس، ندامتگاه، نواخانه
    . توضیح بیشتر ...
  • بندی خانه
  • نواخانه
مترادف و متضاد زبان فارسی

زندان در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • اسارتگاه، بازداشتگاه، بند، بندیخانه، توقیفگاه، حبس، دوستاق، دوستاق‌خانه، سجن، سلول، سیاهچال، محبس، هلفدونی. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

زندان در فرهنگ معین

  • (زِ) [په.] (اِ.) جایی برای نگهداری گناهکاران.
لغت نامه دهخدا

زندان در لغت نامه دهخدا

  • زندان. [زِ] (اِ) بندیخانه. (آنندراج) (شرفنامه ٔ منیری). محبس. بندیخانه. قیدخانه. حبس. سجن. (ناظم الاطباء). جایی که متهمان و محکومان را در آن نگاهدارند. بندیخانه. محبس. قیدخانه. (فرهنگ فارسی معین). این کلمه در فرهنگستان ایران بجای محبس پذیرفته شده است. رجوع به واژه های نو فرهنگستان ایران شود. پهلوی «زیندان »، ارمنی «زندن »، استی «زیندون ». محبس، جایی که گناهکاران را در آنجا توقیف کنند. بندی خانه. سجن. توضیح بیشتر ...
  • زندان. [زَ] (ع اِ) تثنیه ٔ زند. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). رجوع به زند شود. توضیح بیشتر ...
  • زندان. [زِ] (اِخ) دهی از بخش کن شهرستان تهران است که 210 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1). توضیح بیشتر ...
  • زندان. [زِ] (اِخ) دهی از دهستان حسن آباد است که در بخش حومه ٔ شهرستان سنندج واقع است و 210 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5). توضیح بیشتر ...
  • زندان. [زَ] (اِخ) ناحیه ای به مصیصه. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) (منتهی الارب). رجوع به معجم البلدان شود. || نام دهی به مالین. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) (منتهی الارب) (از معجم البلدان). || نام دهی به مرو. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) (از معجم البلدان) (منتهی الارب). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

زندان در فرهنگ عمید

  • جایی که محکومان و تبهکاران را در آنجا نگه می‌دارند، محبس، بندیخانه‌،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

زندان در فارسی به انگلیسی

فارسی به ترکی

زندان در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

زندان در فارسی به عربی

  • سجن، مستدفا استنباتی، مشبک
تعبیر خواب

زندان در تعبیر خواب

  • اگر کسی بیند در زندان بود و آن زندان هرگز ندیده بود، دلیل بر هلاک است، زیرا که زندان مجهول گور است. اگر زندان معروف بیند، دلیل بر اندوه و مضرت کند. اگر بیند در زندان بر پای داشت، دلیل که در عملی که باشد، دیر بماند. - محمد بن سیرین. توضیح بیشتر ...
  • اگر خداوند خواب مستور است و خود را در زندان معروف بیند، دلیل که بزرگی و جاه یابد. اگر مستور نباشد ازجهت شغلهای دنیا او را غم و اندوه است. اگر بیند با مردی زندانبان با بند همی رفت، دلیل که کار بسته او گشایش یابد. - اب‍راه‍ی‍م‌ ب‍ن‌ ع‍ب‍دال‍ل‍ه‌ ک‍رم‍ان‍ی. توضیح بیشتر ...
  • دیدن زندانبان درخواب، چون معروف است، خلاصی یافتن و عاقبتِ نیکو باشد. و چون مجهول بود، دلیل کوری و غم و اندوه است. زندان به خواب دیدن گور وبلا است و آزمایش کردن دوستان و خرم کردنِ دشمنان. اگر بیند در زندان شد و زود بیرون آمد، دلیل که خداوند به تمامی بیابد. - امام جعفر صادق علیه السلام. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

زندان در فرهنگ فارسی هوشیار

  • محبس، خانه و حبس و سجن، جایی که متهمان و محکومان را در آن نگاهدارند. توضیح بیشتر ...
فارسی به ایتالیایی

زندان در فارسی به ایتالیایی

واژه پیشنهادی

زندان در واژه پیشنهادی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید