معنی زمانی

زمانی
معادل ابجد

زمانی در معادل ابجد

زمانی
  • 108
حل جدول

زمانی در حل جدول

لغت نامه دهخدا

زمانی در لغت نامه دهخدا

  • زمانی. [زَ] (ص نسبی) منسوب به زمان. آنچه به زمان منسوب میشود. درشاهد زیر منسوب به زمان بمعنی وقت است:
    دیدن آن پرده مکانی نبود
    رفتن آن راه زمانی نبود.
    نظامی.
    - ساعت زمانی. رجوع به ساعت زمانی و زمان شود. توضیح بیشتر ...
  • زمانی. [زِم ْ ما] (اِخ) محمدبن یحیی بن فیاض و اسماعیل بن عباد از محدثانند و عبداﷲبن سعید تابعی است. (از منتهی الارب). توضیح بیشتر ...
  • زمانی. [زَ] (اِخ) دهی از دهستان مرکزی بخش قاین است که در شهرستان بیرجند واقع است و 391 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9). توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

زمانی در فارسی به انگلیسی

فارسی به عربی

زمانی در فارسی به عربی

فرهنگ فارسی هوشیار

زمانی در فرهنگ فارسی هوشیار

  • (صفت) منسوب به زمان، یکی از انواع چینی در عهد صفویه و آن نازک و خوشچهره و از حیث ضخامت متوسط بود. (از جنگ مورخ 1085 متعلق به دکتر شاپور بختیار یغما‎ 12: 15 ص. 559). توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید