معنی ریاست

ریاست
معادل ابجد

ریاست در معادل ابجد

ریاست
  • 671
حل جدول

ریاست در حل جدول

  • سروری، سرپرستی، فرماندهی، حکومت
مترادف و متضاد زبان فارسی

ریاست در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • آقایی، بزرگی، پیشوایی، حکومت، زعامت، سرپرستی، سروری، مدیریت، مهتری. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

ریاست در فرهنگ معین

  • (رَ یا رِ سَ) [ع. رئاسه] (اِمص.) سروری، فرماندهی.
لغت نامه دهخدا

ریاست در لغت نامه دهخدا

  • ریاست. [س َ] (ع اِمص) حکومت. فرماندهی. سرکاری. سروری. فرمانروایی. سرداری. سالاری. حکمرانی. (ناظم الاطباء). سری. مهتری. رهبری. زعامت. (یادداشت مؤلف):
    آمد نگاهبان ریاست فراستش
    آری نگاهبان ریاست فراست است.
    ادیب صابر.
    وی را [مسعود را] دیده اند از بزرگی و شهامت و تفرد وی در همه ٔ ادوات سیاست و ریاست او واقف گشته. (تاریخ بیهقی).
    ور به تعلیم نبی حاجت نباشد در اصول
    مر ترا بر جمع شاگردان ریاست چیست پس.
    ناصرخسرو. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

ریاست در فرهنگ عمید

  • رئیس بودن، سروری کردن،
    (صفت، اسم) رئیس: ریاست دانشکدۀ ادبیات،
    [قدیمی] سروری، سرداری، بزرگی، فرمانروایی،. توضیح بیشتر ...
فرهنگ واژه‌های فارسی سره

ریاست در فرهنگ واژه‌های فارسی سره

فارسی به انگلیسی

ریاست در فارسی به انگلیسی

فارسی به ترکی

ریاست در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

ریاست در فارسی به عربی

فرهنگ فارسی هوشیار

ریاست در فرهنگ فارسی هوشیار

  • رهبری، زعامت، سری، مهتری
فارسی به ایتالیایی

ریاست در فارسی به ایتالیایی

فارسی به آلمانی

ریاست در فارسی به آلمانی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید