معنی رقم

رقم
معادل ابجد

رقم در معادل ابجد

رقم
  • 340
حل جدول

رقم در حل جدول

  • عدد
  • تحریر و نوشتن
  • اعداد، تحریر و نوشتن
مترادف و متضاد زبان فارسی

رقم در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • شمار، عدد، شماره، عده، قلم، نمره، قسم، نوع، خط، دستخط، فرمان، علامت، نشان. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

رقم در فرهنگ معین

  • نشان، علامت، خط، نوشته، عدد، نشانه اعداد، جمع ارقام. [خوانش: (رَ قَ) [ع - فا. ] (اِ. )]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

رقم در لغت نامه دهخدا

  • رقم. [رَ] (ع اِ) نوعی از نگار خطدار یا نوعی از دیبا یا از چادرها. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از آنندراج). قسمی مخطط از وشی یا خز یا بُرد. (از تاج العروس) (از اقرب الموارد). جنسی است از جامه. (مهذب الاسماء). ج، ارقام. رقوم. (اقرب الموارد). || بلا و سختی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). کنایه از سختی و بلا. (آنندراج). || کتابت. (منتهی الارب). || جاء بالرقم، یعنی بسیار آورد. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). توضیح بیشتر ...
  • رقم. [رَ] (ع مص) نوشتن. (از اقرب الموارد). نبشتن. (منتهی الارب) (دهار) (المصادر زوزنی) (تاج المصادر بیهقی). || و منه قولهم: هو یرقم الماء؛ یعنی حاذق و قادر بر تصرف هرامر است. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). || نقطه نهادن و واضح نمودن کتاب را. (از اقرب الموارد). نقطه نهادن کتاب را و واضح و بیان نمودن و مهر کردن بر آن: رقم الکتاب. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از آنندراج). مهر کردن. (دهار) (تاج المصادر بیهقی). توضیح بیشتر ...
  • رقم. [رَ ق َ] (از ع، مص) تحریر. (ناظم الاطباء). نوشتن است بر چیزی. (لغت محلی شوشتر نسخه ٔ خطی کتابخانه ٔ مؤلف). نوشتن. (ترجمان جرجانی چ دبیرسیاقی ص 53). || کتابت. (از کشاف اصطلاحات الفنون). || نشان کردن. (از لغت محلی شوشتر نسخه ٔ خطی کتابخانه ٔ مؤلف) (دهار). توضیح بیشتر ...
  • رقم. [رَ ق َ] (ع اِ) یا رَقِم. بلا و سختی. (ناظم الاطباء). سختی و بلا. (از منتهی الارب). سختی. (مهذب الاسماء). || روزی است از روزهای تازیان. (ناظم الاطباء). یوم الرَقَم یا یوم الرَقم روزی است از روزهای عرب. (منتهی الارب). رجوع به رَقم شود. || (ص) کثیر و بسیار: جاء بالرقم، بسیار آورد. (از اقرب الموارد). (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب). || (اِ) به معنی علامت به سکون «قاف » است ولی معمولاً آن را مفتوح خوانند و در نظم نیز بفتح قاف شایع است. توضیح بیشتر ...
  • رقم. [رَ ق َ] (اِخ) موضعی در مدینه ٔ طیبه. و منه: سهام الرقمیات. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). توضیح بیشتر ...
  • رقم. [رَ ق ِ] (ع اِ) رَقَم. (ناظم الاطباء). سختی و بلا. (آنندراج) (منتهی الارب) (ازاقرب الموارد). رجوع به رَقَم در همه ٔ معانی شود.
    - بنت الرقم، بلا و سختی. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

رقم در فرهنگ عمید

  • (ریاضی) هریک از علاماتی که برای نمایاندن اعداد به کار می‌رود، مانند ارقام فارسی و عربی (۱، ۲، ۳، ۴، ۵، ۶، ۷، ۸، ۹، و ۱۰) و ارقام لاتینی (۱، ۲، ۳، ۴، ۵، ۶، ۷، ۸، ۹، و ۱۰)، عدد،
    [قدیمی] خط، نوشته،
    [قدیمی] نشان،
    [قدیمی] پیکره،
    [قدیمی] کتابت،
    * رقم زدن: (مصدر متعدی)
    نوشتن،
    نقاشی کردن،
    [مجاز] مقدّر کردن،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

رقم در فارسی به انگلیسی

  • Figure, Numeral, Item, Number, Quantity, Signature, Variety
فارسی به ترکی

رقم در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

رقم در فارسی به عربی

  • رقم، رمز، صنف، ماده، نوع
عربی به فارسی

رقم در عربی به فارسی

  • انگشت , رقم , عدد , شکل , پیکر , نمره
فرهنگ فارسی هوشیار

رقم در فرهنگ فارسی هوشیار

  • خط، نوشته، عدد، نشان
فرهنگ فارسی آزاد

رقم در فرهنگ فارسی آزاد

  • رَقِم- رَقم، مصیبت- بلا- سختی- کثیر و زیاد
  • رَقم، (رَقَمَ- یَرقُمُ و رَقَّمَ) نوشتن- نقطه گذاری و واضح گردانیدن خط. توضیح بیشتر ...
  • رَقم، کتابت- عدد- نشان- علامت- مُهر که بر نامه زنند- در فارسی با تلفظ رَقَم متداول است- (جمع: اَرقام- رُقُوم). توضیح بیشتر ...
فارسی به ایتالیایی

رقم در فارسی به ایتالیایی

فارسی به آلمانی

رقم در فارسی به آلمانی

  • Stelle (f), Ziffer (m), Zahlwort (n), Ziffer (f)
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
قافیه
عبارت های مشابه