معنی راستگو

راستگو
معادل ابجد

راستگو در معادل ابجد

راستگو
  • 687
حل جدول

راستگو در حل جدول

لغت نامه دهخدا

راستگو در لغت نامه دهخدا

  • راستگو. (نف مرکب) صادق. مقابل کاذب و دروغگو. (ناظم الاطباء). راستگوینده. صادق القول. راست گفتار. صادق الوعد: و آن نخستین چون گواه عدل است و راستگو. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 95). و گفت خواهد آمد بشما رسول راستگو و راست کردار. (قصص الانبیاء ص 21).
    هرچند این قصیده گواهی است راستگو
    بر دعوی وفاق تو کاندر نهان ماست.
    خاقانی.
    بصورت دو حرف کژ آمددل امّا
    ز دل راستگو تر گوایی نیابی.
    خاقانی.
    مرد باید که راستگو باشد
    ور ببارد بر او بلا چو تگرگ. توضیح بیشتر ...
  • راستگو. (اِخ) منصوربن عبداﷲ فارسی مشهور به راستگو. فقیهی است فاضل امامی و از علمای قرن دهم و در طبقه ٔ شهید ثانی، متوفی در 966 هَ. ق. او با غیاث الدین منصوربن امیر صدرالدین معاصر بوده و در شیراز اقامت داشته و شرح مختصر الاصول سید شریف و کتاب الفصول المنصوریه یا الفوائد المنصوریه از تألیفات اوست که شرح متوسط مزجی تهذیب الاصول علامه ٔ حّلی است. (از ریحانه الادب). و رجوع به روضات ص 675 و الذریعه ج 4 ص 514 و ج 6 ص 128 شود. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

راستگو در فارسی به انگلیسی

  • Foursquare, Free, Straightforward, Truthful, Veracious
فارسی به ترکی

راستگو در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

راستگو در فارسی به عربی

فرهنگ فارسی هوشیار

راستگو در فرهنگ فارسی هوشیار

  • راست گفتار، صادق، راستکردار
فارسی به ایتالیایی

راستگو در فارسی به ایتالیایی

فارسی به آلمانی

راستگو در فارسی به آلمانی

  • Echt, Genau wirklich wahr, Richtig, Treu, Wahr, Wahrhaftig
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
قافیه