معنی دوندگی

دوندگی
معادل ابجد

دوندگی در معادل ابجد

دوندگی
  • 94
حل جدول

دوندگی در حل جدول

  • رفت و آمد بسیار به هر سو برای انجام دادن کاری
  • خت، رفت و آمد بسیار به هر سو برای انجام دادن کاری
  • خت
  • خب
مترادف و متضاد زبان فارسی

دوندگی در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • دویدن، تقلا، تکاپو، جهد، سعی، کوشش، سگدو
لغت نامه دهخدا

دوندگی در لغت نامه دهخدا

  • دوندگی. [دَ وَ دَ / دِ] (حامص) حالت و چگونگی دونده. (یادداشت مؤلف). دویدگی و تک و دو. (ناظم الاطباء). قِمصی ّ؛سخت دوندگی. (منتهی الارب). و رجوع به دونده و دویدن شود. || کوشش. (ناظم الاطباء). سعی و تلاش. جد و جهد رفت و آمد و تلاش بسیار برای وصول طلب و امثال آن، برای فلان مقصود دوندگی بسیار کرد. پس از شش ماه دوندگی نصف طلب را وصول کرد. (یادداشت مؤلف). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

دوندگی در فرهنگ عمید

  • تک‌و‌دو، عمل دونده،
فارسی به انگلیسی

دوندگی در فارسی به انگلیسی

فرهنگ فارسی هوشیار

دوندگی در فرهنگ فارسی هوشیار

  • تند رونده و تازنده و تاخت کننده، شتابنده
واژه پیشنهادی

دوندگی در واژه پیشنهادی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید