معنی دوردست

دوردست
معادل ابجد

دوردست در معادل ابجد

دوردست
  • 674
حل جدول

دوردست در حل جدول

  • فاصله دور و مسافت دراز
لغت نامه دهخدا

دوردست در لغت نامه دهخدا

  • دوردست. [دَ] (ص مرکب) کنایه است از چیزی که رسیدن به آن مشکل باشد. (ناظم الاطباء) (از برهان) (از آنندراج) (از انجمن آرا). (از لغت محلی شوشتر): و کار اصل ضبط کردن اولیتر که سوی فرع گراییدن خصوصاً دوردست است و فوت می شود. (تاریخ بیهقی). و چون مطلب و مقصد دوردست بود مدتی مهلت در میان آمد. (سندبادنامه ص 123). || جایی که رسیدن درآنجا مشکل باشد. || بعید و دور. (ناظم الاطباء). مکان دور (لغت محلی شوشتر). جاهای دور. ممالک بعیده. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

دوردست در فرهنگ عمید

  • جای دور: ز بانگ سگان کآمد از دوردست / رمیدند گرگان و روباه‌ رست (نظامی۵: ۹۶۶)،
    (صفت) چیزی که نزدیک نباشد، آنچه در دسترس نباشد،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

دوردست در فارسی به انگلیسی

  • Back, Be-, Deep, Distant, Far, Outer, Remote
فارسی به ترکی

دوردست در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

دوردست در فارسی به عربی

فارسی به ایتالیایی

دوردست در فارسی به ایتالیایی

فارسی به آلمانی

دوردست در فارسی به آلمانی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید