معنی داشت

داشت
معادل ابجد

داشت در معادل ابجد

داشت
  • 705
حل جدول

داشت در حل جدول

  • مرحله حفظ گیاه در کشاورزى
فرهنگ معین

داشت در فرهنگ معین

  • (مص مر. ) داشتن، پرورش، تربیت، بخشش، انعام، (اِ. ) طاقت، زور، ملک، دارایی. [خوانش: (اِ. )]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

داشت در لغت نامه دهخدا

  • داشت. (مص مرخم، اِمص) مصدر مرخم از داشتن به معنی حفظ و نگهداری و توجه و حمایت و حراست و صیانت:
    عالمی را بنکوداشت نگه دانی داشت
    مال خویش از قبل داشت نداری تو نگاه.
    فرخی.
    و از خداوند عز اسمه میخواهیم تا وی را و ایشان را جمله رابه داشت خویش شغلهای دو جهانی کفایت کند. (اسرارالتوحید چ بهمنیار ص 276). خداوند عز و جل امیر جلیل ملک مظفر را به داشت خویش بدارد. (اسرارالتوحید ص 274).
    - بازداشت، حبس. توقیف.
    - بدداشت، بد تعهد کردن. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

داشت در فرهنگ عمید

  • حفظ و نگهداری،
    داشتن، حفظ کردن (در ترکیب با کلمات دیگر): بازداشت، بزرگ‌داشت، بهداشت، چشمداشت، نیکوداشت،. توضیح بیشتر ...
گویش مازندرانی

داشت در گویش مازندرانی

فرهنگ فارسی هوشیار

داشت در فرهنگ فارسی هوشیار

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
قافیه