معنی جمل
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
شتر نر،
(ادبی) =جمله
[قدیمی] چیزی که بهاختصار بیان میشود،
ریسمان ستبر کشتی،
=ابجد =حساب * حساب جُمَّل
حل جدول
مترادف و متضاد زبان فارسی
اشتر، شتر
فارسی به انگلیسی
Camel
عربی به فارسی
شتر , سار , مسافرت کردن با شتر , رنگ شتری
زیباکردن , ارایش دادن , قشنگ شدن , فریبا نمودن , طلسم کردن , پر زرق و برق کردن
گویش مازندرانی
فرهنگ فارسی هوشیار
جماعت مردم ریسمان کلفت، طناب کشتی ریسمان کلفت، طناب کشتی
فرهنگ فارسی آزاد
جُمَّل، ریسمان، طناب ضخیم،
جَمَل، شتر (یک کوهانه یا دو کوهانه) (جمع:جِمال، اَجْمال، جُمَل، جَُِمالَه)،
معادل ابجد
73



