معنی تلافی

تلافی
معادل ابجد

تلافی در معادل ابجد

تلافی
  • 521
حل جدول

تلافی در حل جدول

  • انتقام، تقاص، جبران
  • فیلمی با بازی سیروس گرجستانی
مترادف و متضاد زبان فارسی

تلافی در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • انتقام، تقاص، جبران، جزا، خون‌خواهی، سزا، تاوان، غرامت،
    (متضاد) عفو، جبران کردن. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

تلافی در فرهنگ معین

  • (تَ) [ع.] (مص م.) دریافتن، جبران کردن.
لغت نامه دهخدا

تلافی در لغت نامه دهخدا

  • تلافی. [ت َ] (ع مص) وادریافتن. (دهار). دریافتن. (مجمل اللغه). رسیدن و دریافتن چیزی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). دریافتن و بدست آوردن. (غیاث اللغات). تدارک، یقال: تلافیت التقصیر و هذا امر لایتلافی و تقول جاء بالعمل المتنافی ثم لم یتعقبه بالتلافی. (اقرب الموارد). || (اِ) فارسیان بمعنی عوض و بدل، با لفظ کردن و نمودن مستعمل نمایند. (آنندراج). جزا و عوض و پاداش و تاوان و مرمت. (ناظم الاطباء). جبران: جواب داد که نه وقت عتاب است قضا کار کرده است تدبیر تلافی باید کرد. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

تلافی در فرهنگ عمید

  • تدارک‌ کردن، عوض دادن، جبران‌ کردن،
    [قدیمی] دریافتن،
    [قدیمی] رسیدن،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

تلافی در فارسی به انگلیسی

  • Answer, Payoff, Quid Pro Quo, Reciprocation, Repayment, Reprisal, Retaliation, Return, Tit For Tat. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

تلافی در فرهنگ فارسی هوشیار

  • در فارسی شیان تاوان، تایگانه در تازی به دست آوردن از میان بردن ‎ (مصدر) دریافتن جبران کردن تدارک کردن، عوض دادن، (اسم) دریافت جبران. دریافتن، جبران. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید