معنی تقسیم

تقسیم
معادل ابجد

تقسیم در معادل ابجد

تقسیم
  • 610
حل جدول

تقسیم در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

تقسیم در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • انشعاب، پخش، توزیع، بخش، تسهیم، قسمت، تجزیه، بخش کردن،
    (متضاد) ضرب کردن، قسمت کردن، توزیع کردن. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

تقسیم در فرهنگ معین

  • قسمت کردن، بخش کردن عددی بر عدد دیگر، توزیع کردن، پخش کردن. [خوانش: (تَ) [ع. ] (مص م. )]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

تقسیم در لغت نامه دهخدا

  • تقسیم. [ت َ] (ع مص) وابخشیدن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). || بخش کردن. (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی) (دهار) (غیاث اللغات). بخش بخش کردن (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). قسمت کردن. بخش کردن قسمت کردن مال را میان شریکان و معین کردن نصیب هریک. (از اقرب الموارد). قسمت و توزیع و بخش بخش کردگی و به اصطلاح حساب عملی که بواسطه ٔ آن تعیین میشود که عددی چند دفعه شامل عددی دیگر میگردد. (ناظم الاطباء). || پریشان نمودن زمانه قوم را. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

تقسیم در فرهنگ عمید

  • پراکنده ‌کردن،
    بخش کردن، قسمت کردن،
    (اسم) (ریاضی) قاعده یا عملی که به‌واسطۀ آن معلوم می‌شود عدد بیشتر (مقسوم) چند برابر عدد کمتر (مقسوم‌ٌعلیه) است، یا عددی چند دفعه عدد دیگر را شامل می‌شود،. توضیح بیشتر ...
فرهنگ واژه‌های فارسی سره

تقسیم در فرهنگ واژه‌های فارسی سره

کلمات بیگانه به فارسی

تقسیم در کلمات بیگانه به فارسی

فارسی به انگلیسی

تقسیم در فارسی به انگلیسی

فارسی به ترکی

تقسیم در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

تقسیم در فارسی به عربی

  • تقسیم، توزیع، شق، قسم
عربی به فارسی

تقسیم در عربی به فارسی

  • بخش کردن , تقسیم کردن , تخصیص دادن , تسهیم , تقسیم , تقسیم پولی بین اشخاص ذی نفع , پخش کردن , جداکردن , اب پخشان , تیغه , دیواره , وسیله یا اسباب تفکیک , حد فاصل , اپارتمان , تقسیم به بخش های جزء کردن , تفکیک کردن , جدا کردن. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

تقسیم در فرهنگ فارسی هوشیار

  • بخش کردن، قسمت و توزیع
فارسی به ایتالیایی

تقسیم در فارسی به ایتالیایی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید