معنی تفلیس

تفلیس
معادل ابجد

تفلیس در معادل ابجد

تفلیس
  • 580
حل جدول

تفلیس در حل جدول

  • پایتخت کشور گرجستان
لغت نامه دهخدا

تفلیس در لغت نامه دهخدا

  • تفلیس. [ت َ] (ع مص) مفلس خواندن. (زوزنی). به افلاس منسوب کردن و حکم نمودن قاضی بر افلاس کسی. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). توضیح بیشتر ...
  • تفلیس. [ت َ / ت ِ] (اِخ) عامه بکسرخوانند ولی به فتح است. نام شهری است که آب دریای ارس از کنار آن میگذرد و آن دو سور دارد و آب حمامهای آن گرم می برآید بدون آتش. شهری است که در زمان خلافت عثمان بن عفان مفتوح گشته. (منتهی الارب). شهری است به اران، بزرگ و خرم و استوار و آبادان و با نعمت بسیار و دو باره دارد و ثغر است بر روی کافران و رود کراندر میان وی بگذرد و اندر وی یک چشمه آب است سخت گرم که گرمابه ها بر وی ساخته اند و دائم گرم است بی آتش. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

تفلیس در فرهنگ فارسی هوشیار

  • مفلس شدن، و نام آخرین شهر آذربایجان است
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید