معنی تریاق

تریاق
معادل ابجد

تریاق در معادل ابجد

تریاق
  • 711
حل جدول

تریاق در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

تریاق در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • افیون، پادزهر، پازهر، تریاک، ضدزهر، نوشدارو،

    (متضاد) زهر
فرهنگ معین

تریاق در فرهنگ معین

  • (تَ) [معر.] (اِ.) پادزهر، پازهر.
لغت نامه دهخدا

تریاق در لغت نامه دهخدا

  • تریاق. [ت َ / ت ِرْ] (معرب، اِ) معرب تریاک و آن دوایی مرکب است معروف، که چند ادویه را کوفته و بیخته در شهد آمیزند و آن دافع اقسام زهرهای نباتی و حیوانی باشد. (غیاث اللغات). مأخوذ از یونانی، معجونی مرکب از داروهای چند که وقتی آنرا دوای مخصوص همه ٔ اقسام سموم حیوانی و لاغ افعی می دانستند و هر بیست نخود آن دارای یک گندم تریاک است. (از ناظم الاطباء). از راه لفظ، اطبا گویا او را تفسیری نکرده اند اما معنی او، از روی تفهیم در روزگار ما آن است که هر دارویی که مضرات زهرها را دفع کنداو را تریاق تعریف کنند. توضیح بیشتر ...
  • تریاق. [ت ِرْ] (اِخ) دهی است به هرات. (منتهی الارب) (از معجم البلدان). و رجوع به تریاقی شود. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

تریاق در فرهنگ عمید

  • ترکیبی از داروهای مسکّن و مخدّر که در طبّ قدیم به‌عنوان ضد درد و ضد سم به کار می‌رفته، پادزهر، پازهر، داروی ضد زهر، تریاک: هرغمی را فرجی هست ولیکن ترسم / پیش از آنم بکشد زهر که تریاق آید (سعدی۲: ۴۴۶)،
    * تریاق فاروق: (پزشکی) [قدیمی] نوع اعلای تریاق،. توضیح بیشتر ...
فارسی به عربی

تریاق در فارسی به عربی

فرهنگ فارسی هوشیار

تریاق در فرهنگ فارسی هوشیار

  • معرب تریاک و آن دوائی مرکب است معروف که چند را کوفته و با شربت آمیزند داروئی است که مضرات زهرها را دفع میکند. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی آزاد

تریاق در فرهنگ فارسی آزاد

  • تِرْیاق، پادزهر، داروی ضد زهر (مُعَرَّب تریاک)،
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
قافیه