معنی تدلیس

تدلیس
معادل ابجد

تدلیس در معادل ابجد

تدلیس
  • 504
حل جدول

تدلیس در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

تدلیس در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • تلبیس، عیب‌پوشی، فریب، حقه‌بازی، نیرنگ‌بازی، فریب‌کاری، مکر، فریب دادن، فریفتن، عوام‌فریبی مردم‌فریبی، عیب پوشاندن، عیب پنهان کردن. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

تدلیس در فرهنگ معین

  • فریب دادن، پنهان کردن عیب کسی. [خوانش: (تَ) [ع.] (مص م.)]
لغت نامه دهخدا

تدلیس در لغت نامه دهخدا

  • تدلیس. [ت َ] (ع مص) پنهان کردن عیب متاع بر خریدار. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). پوشیدن عیب کالا بر خریدار. (آنندراج). کتمان عیب کالا بر مشتری. (از اقرب الموارد) (المنجد). کتمان عیب کالا. || پنهان کردن. (متن اللغه). || (اصطلاح فقه) عیب متاعی را پوشاندن چنانکه بایع متوجه نشود مانند تدلیس ماشطه که زن زشت را زیبا نمایند تا شوی راغب شود. (از شرایع ص 84). و آن چنان است که عاقد نسبت بمورد عقد صفت کمالی رااظهار کند که در آن نباشد. توضیح بیشتر ...
  • تدلیس. [ت َ] (اِخ) شهری بمغرب اقصی، بر کنار بحر محیط. (معجم البلدان). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

تدلیس در فرهنگ عمید

  • پنهان کردن و پوشانیدن عیب چیزی،
    عیب خود یا کالای خود را پنهان ساختن،
    فریب دادن،
    عوام‌فریبی،
    (تصوف) فسق و فساد کردن در لباس زهد و تقوا، آراستن ظاهر به جامۀ زهد و پارسایی برای فریب دادن خلق، تظاهر به زهد و تقوا،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

تدلیس در فارسی به انگلیسی

  • Buncombe, Dissemblance, Dissimulation, False Pretenses
فرهنگ فارسی هوشیار

تدلیس در فرهنگ فارسی هوشیار

فرهنگ فارسی آزاد

تدلیس در فرهنگ فارسی آزاد

  • تَدْلِیْس، فریب دادن، پنهان کردنِ عیوب بقصدِ گول زدن، عیب خود یا کالائی را پنهان نمودن، تزویر،. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید