معنی بندگی

بندگی
معادل ابجد

بندگی در معادل ابجد

بندگی
  • 86
حل جدول

بندگی در حل جدول

  • اسارت



    غلامی و نوکری



    رق



    ‌عبودیت



    یوغ



    بردگی
  • پرستش
مترادف و متضاد زبان فارسی

بندگی در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • پرستش، عبودیت، خدمت، خدمتکاری، خدمتگزاری، غلامی، نوکری، اسارت، بردگی، اطاعت، انقیاد،
    (متضاد) ربوبیت، آقایی، آزادی، حریت. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

بندگی در فرهنگ معین

  • غلامی، بنده بودن، نوکری، عبودیت، اطاعت، فرمانبرداری. [خوانش: (بَ دِ) [په. ] (حامص. )]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

بندگی در لغت نامه دهخدا

  • بندگی. [ب َ دَ / دِ] (حامص) فعلی که منسوب به بنده باشد و این ترجمه ٔ عبودیت است و با لفظ کردن و رسانیدن و کشیدن و بجا آوردن مستعمل است. (آنندراج). اطاعت و انقیاد. (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین). طاعت. عبادت. رقیت. عبودیت. مملوکیت:
    و گر شاهی آسان تر از بندگیست
    بدین دانش تو بباید گریست.
    فردوسی.
    فرزند بدرگاه فرستاد و همی داد
    بر بندگی خویش بیکباره گوایی.
    منوچهری.
    و مردم شهر به طاعت پیش آمدند و دولت عالی را بندگی نمودند. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

بندگی در فرهنگ عمید

  • بنده بودن،

    عبادت، پرستش،
فارسی به انگلیسی

بندگی در فارسی به انگلیسی

فارسی به عربی

بندگی در فارسی به عربی

فرهنگ فارسی هوشیار

بندگی در فرهنگ فارسی هوشیار

  • طاعت، عبادت، عبودیت، مملوکیت، رقیت
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید