معنی برمه

برمه
معادل ابجد

برمه در معادل ابجد

برمه
  • 247
حل جدول

برمه در حل جدول

  • نام قدیم کشور میانمار
لغت نامه دهخدا

برمه در لغت نامه دهخدا

  • برمه. [ب َ م َ / م ِ] (اِ) مثقب درودگری باشد که بدان چوب و تخته سوراخ کنند. (برهان) (آنندراج). نوعی از آلت درودگران که بدان سوراخ کنند و آنرا ماهه و مته نیز گویند. (شرفنامه ٔ منیری). برماه. برماهه. برمای. پرما. مته. مثقب:
    جودانْت کنم به نوک برمه
    در کونْت کنم دودنده ٔ سیر.
    سوزنی. توضیح بیشتر ...
  • نام سابق کشور میانمار (برمه). [ب ِ م ِ] (اِخ) جمهوری برمه، کشوری است در قسمت غربی شبه جزیره ٔ هندوچین در قاره ٔ آسیا. وسعت آن بالغبر 678030 کیلومتر مربع و جمعیت آن 20میلیون تن است. پایتخت آن شهر رانگون است. منابع مهم ثروت آن پنبه، نیشکر، برنج، نیکل و نفت است. این کشور اولین صادرکننده ٔ برنج در عالم است. برمه تا سال 1937 م. جزو امپراطوری هند (انگلیس) بود و در سال 1948 م. استقلال یافت. تعداد مسلمانان در این کشور بسال 1931 م. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

برمه در فرهنگ عمید

فارسی به انگلیسی

برمه در فارسی به انگلیسی

گویش مازندرانی

برمه در گویش مازندرانی

فرهنگ فارسی هوشیار

برمه در فرهنگ فارسی هوشیار

  • شکوفه ی روفاندار (درخت مسواک) دیگ دیگ سنگی (اسم) افزاری است درودگر انرا که بوسیله آن چوب و تخته را سوراخ کنند مثقب. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید