معنی بردگی

بردگی
معادل ابجد

بردگی در معادل ابجد

بردگی
  • 236
حل جدول

بردگی در حل جدول

  • رق، یوغ، اسارت، بندگی، غلامی، کنیزی
  • رق
  • اسر
مترادف و متضاد زبان فارسی

بردگی در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • اسارت، بندگی، زرخریدی، غلامی، کنیزی،

    (متضاد) آزادگی
فرهنگ معین

بردگی در فرهنگ معین

  • بندگی، غلامی، اسارت. [خوانش: (بَ دِ) (حامص.)]
لغت نامه دهخدا

بردگی در لغت نامه دهخدا

  • بردگی. [ب َ دَ / دِ] (حامص) اسارت. اسار. برده شدن. اسیری. غلامی و بندگی واسیری. (آنندراج) (ناظم الاطباء). صفت برده. (از یادداشت مؤلف). یکی از رسومی بود که از قدیم بین تقریباً تمام ملل جهان متداول بود نه تنها اقوامی که به کشاورزی اشتغال داشتند از بردگان استفاده می کردند بلکه آنهایی که هم به بیابان گردی و زندگی ایلی روزگار میگذرانیدند از بردگان استفاده مینمودند. اصولاً تملک افراد مثل تملک زمین و آب و خانه یک نوع مالکیت مشروع محسوب میشد بردگی حتی قبل از تاریخ هم در بین النهرین و مصر متداول بوده است. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

بردگی در فرهنگ عمید

فارسی به انگلیسی

بردگی در فارسی به انگلیسی

فارسی به عربی

بردگی در فارسی به عربی

فرهنگ فارسی هوشیار

بردگی در فرهنگ فارسی هوشیار

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید