معنی بردبار

بردبار
معادل ابجد

بردبار در معادل ابجد

بردبار
  • 409
حل جدول

بردبار در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

بردبار در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • آرام، باحوصله، پرشکیب، حلیم، حمول، خویشتن‌دار، رزین، شکیبا، صابر، صبور، متحمل،
    (متضاد) کم‌صبر، ناشکیبا، نابردبار، کم‌حوصله. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

بردبار در فرهنگ معین

  • بارکش، شکیبا. [خوانش: (بُ) (ص مر.)]
لغت نامه دهخدا

بردبار در لغت نامه دهخدا

  • بردبار. [ب ُ] (ص مرکب) حلیم. (دهار) (ترجمان القرآن). حمول. متحمل. (انجمن آرا) (آنندراج). تاب آورنده و تحمل کننده. (برهان) (انجمن آرا). صابر. صبور. (یادداشت مؤلف). پرحوصله. شکیبا. باصبر و با تحمل و پذیرفتار. (ناظم الاطباء):
    گشاده دلان را بود بخت یار
    انوشه کسی کو بود بردبار.
    فردوسی.
    نگر تا نباشی جز از بردبار
    که تیزی نه خوب آید از شهریار.
    فردوسی.
    خردمند گر دل کند بردبار
    نباشد بچشم جهاندار خوار.
    فردوسی.
    چو نیکی کنش باشی و بردبار
    نباشی بچشم خردمند خوار. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

بردبار در فرهنگ عمید

  • شکیبا، صبور، صبرکننده، تاب‌آوردنده، تحمل‌کننده،
فارسی به انگلیسی

بردبار در فارسی به انگلیسی

فارسی به عربی

بردبار در فارسی به عربی

  • بتسامح، متسامح، مریض، ودیع
فرهنگ فارسی هوشیار

بردبار در فرهنگ فارسی هوشیار

  • حلیم، متحمل، تاب آورنده، صابر، صبور، شکیبا، پر حوصله
فرهنگ پهلوی

بردبار در فرهنگ پهلوی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید