معنی بددل

بددل
معادل ابجد

بددل در معادل ابجد

بددل
  • 40
حل جدول

بددل در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

بددل در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • بدخواه، شکاک، ظنون، ظنین، بدگمان،
    (متضاد) خوش‌قلب، خوش‌گمان، ترسو، جبون، بزدل، بیمناک،
    (متضاد) دلیر، نترس، پروسواس، وسواسی. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

بددل در فرهنگ معین

  • بزدل، ترسو، بدگمان. [خوانش: (~. دِ) (ص مر.)]
لغت نامه دهخدا

بددل در لغت نامه دهخدا

  • بددل. [ب َْ، دِ] (ص مرکب) ترسنده و ترسناک. (برهان قاطع). ترسناک. (غیاث اللغات). ترسنده و بیمناک ورمیده خاطر. (انجمن آرا) (آنندراج). بزدل، نقیض شجاع. (هفت قلزم). جبان و ترسناک. (ناظم الاطباء). جبان. (زمخشری) (دستوراللغه). جُبّا. فَشِل. (دهار). اِجفیل. جَبّان. جَبّانه. جِبز. جِبس. جَبنان. جُبَّه ْ. جَبین. خِجَّر. خِرِبّان. دُرقوع. رُعیوب. رِعدید. رَعراع. رَعشَن. طَنِف. عُوّار. عُوَّق. قَئید. قُطرَب. لَعلاع. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

بددل در فرهنگ عمید

  • بدگمان،

    ترسو،

    کینه‌جو، کینه‌ور،
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید