معنی بدخویی

بدخویی
معادل ابجد

بدخویی در معادل ابجد

بدخویی
  • 632
حل جدول

بدخویی در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

بدخویی در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • اخم، تندخویی، زعارت، کج‌خلقی، بداخلاقی، بدخلقی، ترشرویی، عصبانیت،
    (متضاد) خوشخویی، خوشرویی. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

بدخویی در لغت نامه دهخدا

  • بدخویی. [ب َ] (حامص مرکب) بدخوئی. بدخلقی. بدخیمی. زشت خویی. تندخویی. مقابل خوش خویی، نیک خویی. (فرهنگ فارسی معین). رذالت و سؤخلق. (ناظم الاطباء). جَحرَمَه. دَغَر. دَغمَرَه. شِنغیرَه. شِیاص. عَرارَه. عُرام. عَربَدَه. عَسَر. عَکض. عَیدَه. عَیدَهَه. عَیدَهیَّه. مَعق. وَعقَه. (منتهی الارب). فظاظت. زعارت. عربده. شراست. شَرسَفَته. شکاست. (یادداشت مؤلف):
    به بی چیزی و بدخویی تازد او
    ندارد خرد گردن افرازد او. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

بدخویی در فرهنگ عمید

  • زشت‌خویی، تندخویی، بدخلقی،
فارسی به انگلیسی

بدخویی در فارسی به انگلیسی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
عبارت های مشابه