معنی بانک

بانک
معادل ابجد

بانک در معادل ابجد

بانک
  • 73
حل جدول

بانک در حل جدول

  • موسسه اقتصادی، مخزن، فایل، جایگاه
مترادف و متضاد زبان فارسی

بانک در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • موسسه اقتصادی، فایل، مخزن، جایگاه، (اطلاعات، داده‌ها)، نوعی بازی ورق، داو. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

بانک در فرهنگ معین

  • مؤسسه ای اقتصادی، ملی یا دولتی که مردم پول های خود را در آن به امانت سپارند و در موقع لزوم برداشت کنند، مجموعه ای است برای نگه داری منظم و قابل دسترس خون یا اعضای بدن، پولی که قماربازها وارد بازی می کنند، اطلاعات مؤسسه [خوانش: [فر. ] (اِ. )]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

بانک در لغت نامه دهخدا

  • بانک. (اِ) بان. درختی که ثمرش حب البان است. (ازفرهنگ نظام). اما در دیگر فرهنگها این کلمه را در ذیل بانگ باکاف پارسی آورده اند، و رجوع به بان شود. توضیح بیشتر ...
  • بانک. (فرانسوی، اِ) (از ایتالیایی بانکا بمعنی میزی که روی آن چیزهائی فروشند). سازمان و دستگاهی که محل ذخیره ٔپول مردم است و بدان داد و ستد کنند یا داد و ستد آنجا انجام گیرد. بنگاه صرافی و معاملات مهم نقدی. سازمانی که عملیات آن بطور کلی عبارت است از: نقل و انتقال وجوه و صدور بروات و نگاهداری سرمایه ٔ اشخاص و بکار انداختن سرمایه های مذکور برای توسعه ٔ تجارت و اعتبارات تجارتی بخصوص از جهت تسهیل عمل مبادلات و نقل و انتقال وجوه و دادن اعتبار و قرض به مردم با ربح کمتر از میزان عادی بازار و گاه نشر اسکناس رایج کشور. توضیح بیشتر ...
  • بانک. (فرانسوی، اِ) قسمی قمار با ورق. (یادداشت مؤلف) نام نوعی قمار است با یک دست ورق بازی کنند و آن بدین ترتیب است که اول برگهای دارای خال دو و سه و چهار وپنج را خارج سازند و سپس دو یا چندتن که با هم بازی کنند، یکی بانک میگذارد (پولی در وسط میگذارند) و از طرف راست، همبازیها به ترتیب یکی مبلغی میخواند و بانکدار ابتدا از مجموع ورقها (برگه ها) سه برگ به طرف میدهد و بعد یک برگ خودش برمیدارد و بر زمین میزند، اگر یکی از برگهای طرف از جنس همان خال، بالاتر از برگ صاحب بانک باشد دو برابر پولی که خوانده است از بانک میبرد و گرنه فقط یک برابر همان پول می بازد، مثلاً اگر بانکدار هشت خشت بر زمین زند طرف باید یکی ازبرگهای بالاتر از آن یعنی نه یا ده یا سرباز یا بی بی یا شاه و یا آس خشت را داشته باشد تا برنده شود وگرنه به اندازه ٔ همان پول که خوانده است میبازد و به اصطلاح به بانک میریزد و بدین ترتیب بازی ادامه پیدا میکند تا بازیکنان همه بخوانند؛ اگر بانکدار باخت یعنی موجودی بانک تمام شد نفر دوم همچنان به بازی می پردازد و اگر تا پایان یک دور، موجودی بانک حداقل به سه برابر سرمایه ٔ اصلی رسید بانکدار بانک خود را بر میدارد و بازی او پایان می یابد؛ اما اگر تا پایان دور، موجودی بانک به سه برابر نرسید باز بانکدار حق برداشتن بانک و ختم بازی را ندارد مگر با رضایت آنانکه حق خواندن دارند و معمولاً بانکدار حق السکوتی بدانان میدهد و موجودی بانک را برمیدارد و بهمین ترتیب بانک ادامه می یابد. توضیح بیشتر ...
  • بانک. [ن َ] (اِخ) نام جدسعیدبن مسلم که شیخ قعنبی بوده. (منتهی الارب). توضیح بیشتر ...
  • بانک. [ن ُ] (اِخ) دهی است. (ناظم الاطباء). بلده ایست به ری. (از معجم البلدان). از دهات ری است و بعضی ازاهل علم بدان منسوب اند. (مرآت البلدان ج 1 ص 162). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

بانک در فرهنگ عمید

  • (بانکداری) بنگاه صرافی شخصی یا دولتی که مردم پول‌های خود را در آنجا امانت می‌گذارند و یا از آن وام می‌گیرند،
    از بازی‌های ورق،
    پولی که در بازی بانک در وسط می‌گذارند،
    * بانک‌ خون: (پزشکی) سردخانۀ مخصوصی که در آن خون‌هایی را که مردم می‌دهند نگاه می‌دارند تا برای انتقال به بدن کسانی که احتیاج به خون دارند مورد استفاه قرار گیرد،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

بانک در فارسی به انگلیسی

فارسی به ترکی

بانک در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

بانک در فارسی به عربی

فرهنگ فارسی هوشیار

بانک در فرهنگ فارسی هوشیار

  • بنگاه صرافی دولتی یا شخصی که اشخاص پولهای خود رابامانت میگذارند فرانسوی بانک بایگ (اسم) بنگاهی اقتصادی ملی یا دولتی که مردم پولهای خود را در آن بامانت سپارند و در موقع لزوم با صدور چک از پول خود برداشت کنند و همچنین در مقابل تضمین اعتباری پیدا کنند و بهنگام ضرورت وام گیرند، نوعی از بازی ورق، پولی که در بازی بانک در میان نهند. توضیح بیشتر ...
فارسی به ایتالیایی

بانک در فارسی به ایتالیایی

فارسی به آلمانی

بانک در فارسی به آلمانی

  • Bench, Böschung (f), Speicheradressbereich (m), Ufer (m)
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید