معنی اندوخته

اندوخته
معادل ابجد

اندوخته در معادل ابجد

اندوخته
  • 1066
حل جدول

اندوخته در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

اندوخته در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • پس‌انداز، تدارک، توشه، تهیه، ذخیره
فرهنگ معین

اندوخته در فرهنگ معین

  • جمع شده، پس انداز شده. [خوانش: (اَ تِ) (ص مف.)]
لغت نامه دهخدا

اندوخته در لغت نامه دهخدا

  • اندوخته. [اَ ت َ / ت ِ] (ن مف) گردکرده و جمعکرده. (مؤید الفضلاء). حاصل شده و یافته شده و کسب شده و بدست آورده شده. (ناظم الاطباء). الفغده. الفنجیده. نهاده. برنهاده. (یادداشت مؤلف). جمعشده. فراهم آمده. || پس اندازشده. ذخیره شده. (فرهنگ فارسی معین):
    دادش بده و فغانش بشنو
    کاندوخته جز فغان ندیده ست.
    خاقانی.
    وه که بیکبارپراکنده شد
    آنچه بعمری شد اندوخته.
    سعدی.
    - دانش اندوخته، دانش آموخته. دانا:
    جهاندیده و دانش اندوخته
    سفرکرده و صحبت آموخته. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

اندوخته در فرهنگ عمید

  • ذخیره، پس‌اندازشده،
    (بانکداری) پولی که در شرکت‌ها یا بانک‌ها برای احتیاط ذخیره می‌کنند، رزرو،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

اندوخته در فارسی به انگلیسی

فارسی به عربی

اندوخته در فارسی به عربی

  • احتیاطی، کنز، محجوز، اِدّخاری
فرهنگ فارسی هوشیار

اندوخته در فرهنگ فارسی هوشیار

  • (اسم) جمع شده فراهم آمده، پس انداز شده ذخیره شده، دوباره درست شده تجدید شده مجددا کامل شده، (اسم) پولی است که در بانکها برای احتیاط ذخیره میشود. توضیح بیشتر ...
فارسی به آلمانی

اندوخته در فارسی به آلمانی

  • Belegt, Reserviert, Spröde, Verschlossen
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید