معنی انحصار

انحصار
معادل ابجد

انحصار در معادل ابجد

انحصار
  • 350
حل جدول

انحصار در حل جدول

  • ویژه، در حصار کردن
مترادف و متضاد زبان فارسی

انحصار در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • اختصاص، تحدید، تخصیص، منحصر، انفراد، محدودیت
فرهنگ معین

انحصار در فرهنگ معین

  • محدود بودن، مخصوص بودن کاری، به کسی یا شرکتی. [خوانش: (اِ حِ) [ع. ] (مص ل. )]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

انحصار در لغت نامه دهخدا

  • انحصار. [اِ ح ِ] (ع مص) کوتاه شدن و درگنجیدن در چیزی. (غیاث اللغات) (آنندراج). || در تنگنا افتادن. || محدود بودن. مخصوص بودن امری بکسی یا مؤسسه ای. || در اصطلاح مالیه محدود کردن ساخت یا توزیع یا فروش چیزی بدولت یا مؤسسه و یا شرکتی: انحصار دخانیات. || (اِمص) محدودیت. (فرهنگ فارسی معین). محصور شدگی. محبوس شدگی. تنگ کردگی. || بازداشتگی. || گنجیدگی در چیزی. || احاطه و محاصره. || ممانعت و منع. || تحدید. (ناظم الاطباء). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

انحصار در فرهنگ عمید

  • درگنجیدن در چیزی،
    محدود بودن،
    (اقتصاد) اختصاصی بودن مالکیت چیزی یا امتیاز کاری یا فروش کالایی به کسی یا مؤسسه‌ای معین،. توضیح بیشتر ...
فرهنگ واژه‌های فارسی سره

انحصار در فرهنگ واژه‌های فارسی سره

فارسی به انگلیسی

انحصار در فارسی به انگلیسی

فارسی به عربی

انحصار در فارسی به عربی

فرهنگ فارسی هوشیار

انحصار در فرهنگ فارسی هوشیار

  • ‎ دربستگری تنها فروشی دربست، کوتاه شدن در گنجیدن، در تنگنا افتادن، کوتاهی ‎ (مصدر) در تنگنا افتادن، محدود بودن مخصوص بودن امری بکسی یا مو ء سسه ای، محدود کردن ساخت توزیع یا فروش چیزی بدولت یا مو ء سسه و یا شرکتی: انحصار دخانیات انحصار فروش مشروبات الکلی، (اسم) محدودیت جمع: انحصارات. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی آزاد

انحصار در فرهنگ فارسی آزاد

  • اِنْحِصار، در ضیق و تنگی قرار گرفتن، در حصار قرار گرفتن، در فارسی بمعنای محدود و منحصر و مختص بودن کاری یا امری به کسی یا مؤسسه ای استعمال میشود،. توضیح بیشتر ...
فارسی به ایتالیایی

انحصار در فارسی به ایتالیایی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
قافیه