معنی اتحاد

اتحاد
معادل ابجد

اتحاد در معادل ابجد

اتحاد
  • 414
حل جدول

اتحاد در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

اتحاد در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • ائتلاف، اتصال، اتفاق، پیوستگی، پیوند، توافق، وحدت، همبستگی، هم‌دستی، همدلی، همراهی، یکدلی، یگانگی،
    (متضاد) اختلاف. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

اتحاد در فرهنگ معین

  • (مص ل. ) یکی شدن، یگانگی کردن، (اِمص. ) سازگاری، توافق، اجتماع، وحدت. [خوانش: (اِ تِّ) [ع. ]]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

اتحاد در لغت نامه دهخدا

  • اتحاد. [اِت ْ ت ِ] (ع مص) یکی شدن. (زوزنی) (تاج المصادر بیهقی). یگانگی داشتن. یگانگی کردن:
    گفت چون ندهی بدین سگ نان زاد
    گفت تا این حد ندارم اتحاد.
    مولوی.
    یک رنگی. || یگانگی. || یکدلی. یک جهتی. || موافقت. وفق. توافق. || اجتماع. وَحدَت: میان این هر دو پادشاه به اتحاد و اشتباک رسانیدند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی). || مزاوجت. زواج.
    - اتحاد، اتحادالاثنین، اتحاد آدمی با عقل فعال (اصطلاح فلسفه).
    - اتحادالأصابع، عیبی در دست و آن پیوستگی انگشتان باشد بیکدیگر در خلقت (اصطلاح طب). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

اتحاد در فرهنگ عمید

  • یکی شدن، یگانگی کردن،
    یگانگی داشتن، یگانگی، همدستی،
    (ریاضی) تساوی‌ای که یک یا چند متغیر دارد و به ازای همۀ مقادیر متغیرها صدق می‌کند،. توضیح بیشتر ...
فرهنگ واژه‌های فارسی سره

اتحاد در فرهنگ واژه‌های فارسی سره

  • ه مبستگی، یک پارچگی، هماهنگی، یگانگی
کلمات بیگانه به فارسی

اتحاد در کلمات بیگانه به فارسی

فارسی به انگلیسی

اتحاد در فارسی به انگلیسی

  • Alignment, Alliance, Integration, Unification, Union, Unity
فارسی به ترکی

اتحاد در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

اتحاد در فارسی به عربی

  • اتحاد، امر، اندماج، تحالف، رابطه، زواج، فرقه، نمو، اِتِّحادٌ
عربی به فارسی

اتحاد در عربی به فارسی

  • فدراسیون , واحد راه پیمایی که تقریبا مساوی 4/2 تا 6/4 میل است , اتحادیه , پیمان , اتحاد , متحد کردن , هم پیمان شدن , گروه ورزشی , اتحاد واتفاق , یگانگی وحدت , اتصال , پیوستگی , پیوند , وصلت , الحاق , اشتراک منافع. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

اتحاد در فرهنگ فارسی هوشیار

فارسی به ایتالیایی

اتحاد در فارسی به ایتالیایی

فارسی به آلمانی

اتحاد در فارسی به آلمانی

  • Band (n), Bande (f), Ehe (f), Genossenschaft (f), Gesellschaft (f), Heirat (f), Hochzeit (f), Hochzeit [noun], Kapelle (f), Liga, Verband (m), Verbindung. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید