معنی آستین

آستین
معادل ابجد

آستین در معادل ابجد

آستین
  • 521
حل جدول

آستین در حل جدول

  • مرکز ایالت تگزاس آمریکا
فرهنگ معین

آستین در فرهنگ معین

  • قسمتی از جامه که از شانه تا مچ دست را می پوشاند، مقدار چیزی که در آستین جا شود، طریقه، راه، بالا زدن کنایه از: همت کردن، اقدام کردن. [خوانش: (اِ. )]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

آستین در لغت نامه دهخدا

  • آستین. (اِ) قسمتی از جامه که دست را پوشد از بن دوش تا بند دست. کُم ّ. (السامی فی الاسامی). آستن. آستی:
    که آن شاه و لشکر بدین سو گذشت
    که از باد کژآستین تر نگشت.
    فردوسی.
    شد از کار ایشان دلش پر ز بیم
    بپوشید رخ به آستین گلیم.
    فردوسی.
    جهان سربه سر گفتی آهرمن است
    به دامن بر از آستین دشمن است.
    فردوسی.
    برهنه سر آن دخت افراسیاب
    بر رستم آمد دو دیده پرآب
    همی به آستین خون مژگان برُفت
    بر او آفرین کرد و پرسید و گفت. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

آستین در فرهنگ عمید

  • قسمتی از جامه که از شانه تا مچ دست را می‌پوشاند،
    [قدیمی] دهانۀ خیک و مشک،
    [قدیمی] طریقه و راه،
    * آستین افشاندن: (مصدر لازم) [قدیمی]
    اشاره کردن،
    اجازه دادن، رخصت دادن: به یغما ملک آستین برفشاند / وز آنجا به تعجیل مرکب براند (سعدی: ۱۰۸)
    پشت پا زدن، ترک و انکار کردن، فروگذاشتن،
    اظهار کراهت و بیزاری کردن: طمع مدار که از دامنت بدارم دست / به آستین ملالی که بر من افشانی (سعدی۲: ۵۹۷)،
    [قدیمی] عفو، بذل‌وبخشش، اظهار محبت، تحسین: سخن گفت و دامان گوهر فشاند / به نطقی که شاه آستین برفشاند (سعدی۱: ۴۶)،
    * آستین بالا ‌زدن: (مصدر لازم)
    آستین برچیدن، آستین برزدن، آستین برنوشتن،
    [مجاز] آماده شدن برای کاری،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

آستین در فارسی به انگلیسی

فارسی به ترکی

آستین در فارسی به ترکی

تعبیر خواب

آستین در تعبیر خواب

  • بلند: افتخار کوتاه: ضرر گشاد: خشم شد. 2ـ دیدن خواب رفاه و ثروت برای زنان، نشانه آن است که به لذتهای فریبنده و ناپایدار دست خواهند یافت، این خواب هشداری است برای زنان تا به جستجوی عشقی حقیقی در زندگی خود باشند. - لوک اویتنهاو. توضیح بیشتر ...
گویش مازندرانی

آستین در گویش مازندرانی

فرهنگ فارسی هوشیار

آستین در فرهنگ فارسی هوشیار

  • (اسم) قسمتی از جامه که دست را پوشد ازبن دوش تا بند دست، آن قدر چیز که در آستینگنجد، طریقه راه، دهانه خیک و مشک و مانند آن. یاآستین بر گناه کسی کشیدن. او را عفو کردن. یا تبریز کردن از آستین کوتاه کردن دست تطاول. یا در آستین کردن. نفع بردن سود بردن. توضیح بیشتر ...
فارسی به ایتالیایی

آستین در فارسی به ایتالیایی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید